مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى - زنوزى، على بن عبد الله - الصفحة ٣٤ - ٤ تدريس و شاگردان حكيم مؤسس
است: «جامع معقول و منقول بود و در آن دو فن به اجتهاد و استدلال درس مىداد، نه به تقليد. در براهين مذكوره در هر كتابى مخصوص در الهيات بمعنى اخص به كشف و شهود رسيده بود.» [١] در ريحانة الادب در اين زمينه متذكر شده است كه «آقا على مدرس، غالب كتب حكمت و كلام و رياضيات را استادانه تدريس مىكرد ... جامع معقول و منقول بود و در مدرسه سپهسالار در هر دو رشته از روى تحقيق و استدلال تدريس مىكرد و به همين جهت به مدرس شهرت يافت، چنانچه به جهت كمالات صورى و معنوى به حكيم الهى و استاد و الاساتيد نيز موصوف بوده است». [٢]
با اين همه سيد احمد ديوان بيگى در تذكرة حديقة الشعراء به نكته قابل تأملى اشاره كرده است: «پدر مغفورش ملا عبد الله از فحول علماى عصر خود بود و مدتها در دارالخلافة طهران در مدرسه خان مروى مدرس بود. خود جناب آقا على بيشتر ميل به حكمت كرد و آن فن شريف را تكميل نمود و بدان واسطه از جلوس به مجلس پدر كه خاص علماى رسمى بود مهجور شد. در دارالسعاده خود مشغول افاده و تدريس حكمت الهى گرديد.
بنده مكررا درك خدمتشان را كردهام ... [٣]» بههرحال آقا على در مدرسه مروى تدريس نكرده و مدتى نيز آنچنانكه از گوبينو [٤] نقل كرديم، در بيت خود به تدريس اشتغال داشته است.
متأسفانه به جزئيات اين مهجوريت از مسند علماى رسمى و انتقال تدريس از مدرسه به بيت در يك برهه زمانى در ديگر مآخذ اشارهاى نشده است.
شيخ آقا بزرگ طهرانى كه خود از معاصران، همشهريان و علاقهمندان آقا على مدرس طهرانى بوده است در اين زمينه كاملتر از ديگران نوشته است: «قرأ الفقه و الاصول و الحكمة و الكلام و التفسير و الحديث و غيرها من العلوم الاسلامية و قد برع فيها جميعا و اتقن المعقول و المنقول و درس فيهما بكفاية و لياقة الّا انه تخصّص فى الفلسفة و اشتهر بها، فقد تفوّق فيها على علماء عصره المتخصصين و نبغ نبوغا باهرا و صار صدر الحكماء و
[١]. محمد معصوم شيرازى (نايب الصدر)، طرائق الحقائق، تصحيح محمد جعفر محجوب، تهران، ١٣٤٥، ج ٢، ص ٥٠٤.
[٢]. ميرزا محمد على مدرس، ريحانة الادب، ج ٢، ص ٣٩١.
[٣]. تذكره حديقة الشعراء، سيد احمد ديوان بيگى، ص ٤٨٢- ٤٨٣.
[٤]. «ابتدا فقه و اصول و حكمت الهى تدريس مىكرد، ولى بعدها از تدريس اين مواد دست كشيد، اما طلاب او را رها نكرده و به منزلش مىروند و از محضرش استفاده مىكنند، و خلاصه اينكه از اين گوشهگيرى از شهرتش كاسته نشده است» كنت دوگوبينو، مذاهب و فلسفه در آسياى مركزى، ترجمه فارسى، ص ٨٩.