جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٩٤١ - فصل دوم در بيان شروط قصاص كردن
قصد نكرده باشد بهقول بعضى از مجتهدين[١].
يازدهم: چاه كندن در راه و طلبيدن كسى را تا در آن بيفتد و بميرد، و سگ درنده را برگرفتن كسى حريص كردن تا آنكه او را بكشد، بهشرطى كه آنكس را ممكن نباشد خلاص شدن.
دوازدهم: پيش شير انداختن كسى را، به شرطى كه مذكور شد.
سيزدهم: پيش مار انداختن كسى را تا آنكه او را بگزد و بميرد.
چهاردهم: در چاه انداختن كسى را كه در آن چاه بميرد.
پانزدهم: گواهى دادن به دروغ به كشتن كسى جهت قصاص و كشتن آنكس بهگواهى او، به شرط آنكه ولى كه قصاص كرده نداند كه او دروغ گفته، امّا اگر داند قصاص بر ولىّ است.
فصل دوم: در بيان شروط قصاص كردن
بدانكه در قصاص هفت امر شرط است:
اوّل: مساوى بودن هردو در آزادى و بندگى، پس مرد آزاد را بهعوض بنده نمىكشند، مگر آنكه آزاد بنده بسيار بكشد كه در اين صورت او را مىكشند. [١] و مرد آزاد را جهت مرد آزاد و جهت زن آزاد مىكشند بعد از آنكه ردّ كند- يعنى نصف ديت مرد را بهورثه او دهند- و زن آزاد را بهعوض زن آزاد و مرد آزاد مىكشند امّا ردّ نمىكنند برقول اقوى. و قصاص مىكنند به جهت آزاد و بنده از بنده.
دوم: مساوى بودن در دين، پس مسلمان را جهت كافر قصاص نمىكنند، بلكه اگر جهود را كشته باشد تعزيرش مىكنند و ديت مىدهد، چنانچه خواهد آمد. و اگر عادت كند بهكشتن جهود قصاص لازم است چنانچه مذكور شد بعد از آنكه زيادتى ديت
______________________________
[١]-
گذشت كه مشكل است. (يزدى)
[١] شيخ طوسى، خلاف ٥: ١٦٢، مسأله ٢٢ و مبسوط ٧: ١٩. ابن برّاج، مهذّب ٢: ٤٦٤. محقّق، مختصر نافع: ٢٨٤. علّامه، مختلف ٩: ٤٦٠. شهيدثانى، مسالك ١٥: ٨٠ و ٨١.