جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٦٨١ - فصل يازدهم در بيان آنكه در چند موضع است كه زن را مهر نيست
كه مرا فراموش شده، در اين صورت شوهر سوگند مىخورد و مهرالمثل مىدهد [١] بر قول بعضى از مجتهدين[١] و معتبر در مهرالمثل حال زن است به حسب شرف و جمال به شرطى كه از پنجاه مثقال طلا [٢] زياده نباشد، كه اگر زياده باشد پنجاه مثقال طلا بايد داد.
فصل يازدهم در بيان آنكه در چند موضع است كه زن را مهر نيست:
بدانكه در چهارده موضع زن مهر نمىگيرد:
اوّل: مرتدّ شدن زن پيش از دخول، چه او مهر ندارد. [٣]
دوم: مسلمان شدن كافرى كه زياده از چهار زن مدخوله داشته باشد، چه زياده از چهار زن مهر ندارد [٤] و همچنين اگر زن نيز پيش از دخول مسلمان شود مهر ندارد.
سوم: مردن يكى از زن و شوهر پيش از دخول در حالتى كه ذكر مهر در عقد نكرده باشند، چه در اين صورت زن مهر ندارد.
چهارم: شير خوردن زن كوچك شخصى از پستان زن بزرگ مدخوله او بىآنكه زن بزرگ عالم باشد [٥] مثل آنكه در خواب باشد يا بيهوش باشد، چه در اين صورت زن كوچك مهر ندارد.
______________________________
[١]-
اظهر اخذ به قدر متيقّن و احوط تصالح است. (دهكردى، يزدى)
[٢] بلكه پانصد درهم. (دهكردى، يزدى)
[٣] بنابر مشهور و هرگاه زوج مرتّد شود پيش از دخول مشهور نصف مهر گفتهاند و بعضى تمام، چنانچه مىآيد. (دهكردى، يزدى)
[٤] در متنگذشتكه مهرالمثلاست، لكن اظهر ثبوت مسمّىاست چون بر دينخود مهر داشته، بلى هرگاه تسميه نكرده باشند و در مذهب خودشان مهر نداشته ندارد. (دهكردى، يزدى)
[٥] مطلقاً مهر ندارد هر چند عالماً شير داده باشد و احوط دادن نصف مهر و احوط از اين دادنتمام مهر است و غرامتى بر زن بزرگ نيست هر چند عالماً شير داده باشد چنانچه گذشت. (دهكردى، نخجوانى، يزدى)
[١] نيافتيم.