جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٤٨٣ - فصل دوم در آداب تجارت
ششم: فروختن بهزياده از آنچه خريدهباشد به كسىكه او را وعده احسان كرده باشد.
هفتم: ظاهر ساختن متاع خوب و پنهان كردن متاع بد هر گاه بدى محسوس باشد، و اگر در حسّ درنيايد اظهار واجب [١] است چنانچه گذشت.
هشتم: كم كردن از قيمت بعد از بيع، خواه پيش از جدا شدن از يكديگر باشد و خواه بعد از آن.
نهم: فروختن متاع [٢] در موضعى كه تاريك باشد و عيب ظاهر نشود.
دهم: زياده كردن برقيمت متاع در وقت فرياد كردن دلّال بلكه صبر كند تا او خاموش شود آنگاه زياده كند.
يازدهم: سمسارى كردن شهرى جهت كسى كه از غير آن شهر باشد و عالم بهقيمت متاع آن شهر نباشد. و بعضى از مجتهدين [٣] آن را حرام مىدانند[١].
دوازدهم: كيل و وزن كردن كسى كه عالم به آن نباشد تا آنكه از زياده و كم فروختن ايمن باشد.
سيزدهم: خريدن وكيل [٤] جهت موكّل چيزى را كه خود داشته باشد، و همچنين چيزى كه موكّل در فروختن كسى را كه وكيل كرده باشد براى خود خريدن. و حكم دلّال حكم وكيل است. و بعضى از مجتهدين [٥] اين را حرام مىدانند[٢].
) چهاردهم: كاهلى كردن در خريد و فروش.
پانزدهم: كارى كه مستلزم دناءت باشد بهنفس خود كردن بلكه متوجّه كارى بزرگ
______________________________
[١]
وجوب احوط است. (تويسركانى)
[٢] احوط ترك است. (تويسركانى- صدر)
[٣] قول بعض مجتهدين احوط است. (تويسركانى)
[٤] در صورتىكه وكالت شامل آن خريدن باشد. (دهكردى، صدر)
[٥] قول بعض مجتهدين احوط است. (تويسركانى)
[١] شيخ طوسى، مبسوط ٢: ١٦٠. محقّق ثانى، جامع المقاصد ٤: ٥٢. ابن إدريس، سرائر ٢: ٢٣٦.
[٢] شيخ طوسى، مبسوط ٢: ٣٧٩ و ٣٨٠.