جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٢٠٩ - فصل اول در بيان خللى كه بهواسطه آن سجده سهو واجب نمىشود
يك شخص باشد و عادل نباشد، در اين صورت برپيشنماز سجده سهو واجب نيست.
و واقف ساختن مأموم پيشنماز را جايز است كه به اشاره انگشتان باشد اگر نزديك به پيشنماز باشد، يا به لفظ قرآن مثل آنكه پيشنماز شكّ كرده باشد در نماز چهار ركعتى ميانه دو و سه يا ميانه سه و چهار و مأموم داند كه سه ركعت گزارده پس از سوره كهف «سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ» بخواند.
و اگر شخصى سهو بسيار در نماز كند به حيثيّتى كه او را در عرف كثيرالسهو گويند، در اين صورت تلافى [١] آنچه نكرده براو واجب نيست [٢] هرچند محلّش باقى [٣] باشد، و سجده سهو نيز براو واجب نيست. و بعضى از مجتهدين او را وقتى كثيرالسهو مىگويند كه در سه نماز متوالى سه سهو كند [٤][١] يا در يك نماز سه سهو[٢].
و اگر شكّ بسيار كند به حيثيّتى كه در عرف او را كثيرالشكّ گويند ملتفت نشود هرچند محل آن [٥] باقى باشد و نماز او صحيح است و سجده سهو بر او واجب نيست،
______________________________
[١]-
و احوط تلافى آن است با بقاء محلّ و اعاده نماز است بعد از آن. (خراسانى)
[٢] اگرچه الحاق كثير السهو به كثير الشكّ خالى از وجه نيست، ولى اقوى آنكه با تذكّر حين بقاء محلّ تدارك نمايد مسهو را و سجده سهو را هم بجاآورد در مواقعوجوبآن. (دهكردى)
[٣] با بقاء محلّ تدارك سهو، تدارك آن واجب است، بلكه جميع احكام سهو جارى است، حتى سجده سهو و حكم به عدم اعتبار با كثرت مختصّ به شكّ است ودر صورت سهو جارى نيست. (نخجوانى، يزدى)
[٤] ظاهراً به اين قدر صدق كثرت بكند عرفاً. (مازندرانى)
[٥] اگر داخل فعل ديگرى مثل تكبير ركوع مثلًا شده باشد. (صدر) ف
[١] ابن حمزه، وسيله: ١٠٢.
[٢] ابن ادريس، سرائر ١: ٢٤٨.