معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٠٥ - ٤ سخن آخر
شود و چه بسا انجام بسيارى از اعمال نيك از شرايط آن و ترك همه گناهان از باب عدمالمانع آن باشند. همچنان كه احتمال دارد ادعا شود علل شرعى معرّف و كاشف هستند؛ نه علت واقعى.[١] بنابراين معلوم نيست قرائت اين سورهها يا آيات، علت تخلّفناپذير از براى ترتب اين ثوابها باشد، همچنان كه احتمال انشاء بودن اين روايات نيز وجود دارد كه خبر از ترتب اين خواص و آثار نمىباشد، بلكه در مقام انشاء هستند.
ضمناً روشن است كه در مقام مقايسه بين دو عمل، بايد مشابهت و سنخيت بين آنها برقرار باشد و لذا اگر در روايتى ثواب قرائت قرآن با حج و عمره مقايسه شد، بايد مراد حج و عمره استحبابى باشد و لذا هرگز معناى اين روايات آن نيست كه قرائت يك سوره بر ثواب يك حج واجب ترجيح دارد. و وقتى كه مقصود حج و عمره استحبابى باشد، جايز است كه ثواب يك عمل مستحب از يك جهت بيش از عمل مستحب ديگر باشد و آن عمل مستحب از جهات ديگر بر اين عمل استحبابى ترجيح داشته باشد.
[١] . آيتالله ابوالقاسم خوئى، المحاضرات فى اصول الفقه، ج ٥، ص ١١٣.