معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٦٤ - نسخ بين الاديان و درون دينى
نسخ[١] در شريعت يك پديده دينى است كه همواره جريان داشته است؛ چه
ما بين اديان يا درون يك شريعت.
اين آيه، به هر دو قسم نظر دارد و در توجيه آن مىگويد: حكم ناسخ يا اصلح از حكم منسوخ است يا همانند آن است، يعنى از نظر مصلحتانديشى كاملًا رعايت شده است و مؤمنان در اين ميان، زيانى نمىبينند، و چه بسا نفع بهترى عايدشان شود.
«أو» در آيه، براى ترديد نيست كه به معناى «اينگونه يا گونه ديگر» باشد؛ بلكه به لحاظ دو اعتبار است، تا از كدام نقطهنظر مورد سنجش قرار گيرد. اگر هر يك از دو حكم ناسخ و منسوخ را نسبت به مورد خودش بسنجيم، همانند هم مىباشند، زيرا حكم منسوخ، در جايگاه اوليه خودش، اصلح بود و حكم ناسخ نيز در جايگاه فعلى خودش اصلح است؛ ولى اگر حكم منسوخ را نسبت به وضع فعلى بسنجيم، حكم ناسخ اصلح از حكم منسوخ است! لذا در آيه، هر دو مقايسه را مدّنظر قرار داده و بهتر و همانند بودن را مطرح ساخته است.
نسخ و انساء، دو مقولهاند، گرچه بر مورد انساء نيز، نسخ گفته مىشود.
نسخ، آن است كه حكم پيشين، با آنكه هنوز از يادها نرفته، با تغيير مصلحت، جاى خود را به حكم جديد بدهد، اما انساء، آن است كه حكم سابق، بر اثر گذشت زمان و درازى مدّت، رفته رفته از يادها رفته يا دستخوش تحريف گشته است و حكم لاحق در واقع، تجديد و احياى آن است و ممكن است با اندكى تغيير نيز همراه باشد. نسخ بين الاديان، بيشتر از همين قبيل
[١] . پيرامون تعريف نسخ و ديدگاههاى مربوط به آن ر. ك: العين، ج ٤، ص ٢٠١؛ مقاييس اللغة، مصباح المنير،( ماده نسخ)؛ سيدابوالقاسم الموسوى الخويى، البيان فى تفسير القرآن، انوار الهدى، ط ٨، ١٤٠١ ه، ١٩٨١ م، وى ضمن بحث نسخ در قرآن، از نسخ در شريعت،( ص ٢٨٤) سخن مىگويد. آيتالله خويى در مورد تعريف لغوى نسخ مىگويد:« هو الاستكتاب، كالاستنساخ و الانتساخ و بمعنى النقل و التحويل و منه تناسخ المواريث و الدهور و بمعنى الازالة و منه نسخت الشمس الظلل و قد كثر استعماله فى هذا المعنى فى ألسنة الصحابة و التابعين فكانوا يعللقون على المخصِّص و المقيد لفظ الناسخ( پاورقى: و قد اطلق النسخ كثيراً على التخصيص فى التفسير المنسوب الى ابن عباس)( البيان، ص ٢٧٧).