معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٥٤ - مقدمه
معجزه در كلمات معصومين- عليهمالسلام- اوّلين بار در حديث مرحوم صدوق از امام علىبن موسىالرضا- عليهالسلام- (١٤٨- ٢٠٣) به كار رفته است. وى مىنويسد:
ذَكرَ القُرآنَ فَعَظَّمَ الحُجَّةَ فيه و الآيةَ المُعْجِزَةَ في نَظْمِه ....[١]
واژه اعجاز از ريشه «عَجْز» به معناى ناتوانى گرفته شده است. عَجَزَ: ناتوان شد. أعْجَزَهُ إعْجازاً: او را ناتوان ساخت. كه اين ناتوان ساختن دو گونه است:
١. قهراً و بهرغم توان، او را از اقدام بازدارد، مانند آنكه جلوى او را بگيرد و بهرغم توانمندى، او را از هرگونه اقدام در زمينه انجام عمل (مقدور) باز دارد.
٢. كارى بس سترگ انجام دهد كه از توان ديگران بيرون باشد و هماوردان، از انجام آن ذاتاً عاجز باشند، زيرا توان انجام چنين كارى را خود به خود ندارند. لذا آنان را به شگفتى وامىدارد و آنها به ناتوانى خود اعتراف مىورزند، چنانكه مىگويند: أنْسبي ما قَبْلَهُ و أتْعَبَ مَنْ بَعْدَه ... گذشته را بهدست فراموشى سپرد و آيندهگان را به دشوارى افكند. يعنى: كارى بس سترگ و شگفتانگيز انجام داد، كه خود به خود كارهاى مشابه گذشته در مقابل آن كوچك و از نظرها محو شد ... و آيندهگان را براى آوردن مشابه آن، به دشوارى واداشت.
اينك از نظر افكندن و به دشوارى وا داشتن، نه از روى زور و قهر، بلكه به جهت سترگى و عظمت كارى ا ست كه كارهاى مشابه گذشته و آينده را ناچيز جلوه مىدهد.
اعجاز قرآن يا هر معجزه كه بهدست انبيا صورت مىگيرد، همين حالت را دارد كه عظمت عمل مايه عجز ديگران مىشود، نه آنكه قهراً از آنان سلب قدرت مىگردد و خدا قهراً مانع اقدام آنان مىشود. نه چنين نيست، وگرنه ذات معجزه شگفتى نخواهد داشت، بلكه شگفتى در قدرت قاهره الاهى است كه جلوى آنان را بهرغم توانمندى گرفته است!
[١] . صدوق، عيون اخبار الرضا، ج ٢، ص ١٢٨؛ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٨٩، ص ١٤/ ٦.