معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٢٤ - تفصيل اين اجمال
لِأَهْلِ الْحِجَازِ فِيهِ رَأْيٌ وَ هُوَ فِي حَيِّزِ الْبَاطِلِ وَ اللَّهْوِ أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً.[١]
صدوق از محمد بن ابي عباد- كه مردى متجاهر به فسق، و شيفته آواى خوش بود و از شراب روىگردان نبود- روايت كند كه او گفت: از امام رضا (ع) راجع به استماع ملاهى، سئوال كردم. فرمود: مردم حجاز- يا عراق- را در آن نظرى است. ولى هرچه باشد، پيرامون لهو باطل قرار گرفته. آيا نشنيدهاى كلام خدا را- در وصف مؤمنين- آنجا كه فرموده: «هرگاه بر بيهودهاى گذر كنند، با بزرگوارى از آن گذشته، درنگ را جايز نمىشمرند.»
٣. يونس بن عبدالرحمان گويد:
سَأَلْتُ الْخُرَاسَانِيَّ (ع) (يعني الامام الرضا عليهالسلام) عَنِ الْغِنَاءِ وَ قُلْتُ إِنَّ الْعَبَّاسِيَّ ذَكَرَ عنك أَنَّكَ تُرَخِّصُ فِي الْغِنَاءِ فَقَالَ كَذَبَ الزِّنْدِيقُ مَا هَكَذَا قُلْتُ لَهُ سَأَلَنِي عَنِ الْغِنَاءِ فَقُلْتُ إِنَّ رَجُلًا أَتَي أَبَا جَعْفَرٍ (ع) (الامام الباقر عليهالسلام) فَسَأَلَهُ عَنِ الْغِنَاءِ فَقَالَ يَا فُلَانُ إِذَا مَيَّزَ اللَّهُ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ فَأَنَّي يَكُونُ الْغِنَاءُ فَقَالَ مَعَ الْبَاطِلِ فَقَالَ قَدْ حَكَمْت.[٢]
عباسي- يكى از رجال بنىالعباس، به نام هشام بن ابراهيم.[٣] از امام نقل كرده كه موسيقى را تجويز كردهاند. يونس كه از بزرگان صحابه است، اين مطلب را نزد امام بازگو مىكند. امام متغير گشته، بهعنوان زنديق از او ياد مىكند، كه در نقل خبرتحريف كرده و مقصود خبيث خويش را خواسته اثبات كند. آنگاه حضرت توضيح مىدهند: كه از من پرسش نمود، به او گفتم: اين سئوال را ديگرى نزد امام محمدباقر (ع) قبلًا عرضه كرد. براى تفهيم وى از او پرسيد: اگر خداوند دو گروه حق و باطل را از هم جدا سازد، غنا- موسيقى با كدام گروه خواهد بود؟ آن شخص- طبق فطرت سليم خود- گفت: با گروه باطل همساز است. امام فرمود: تو خود داورى نمودى.
آنچه از مجموع اين روايات بهدست مىآيد: حرمت موسيقى (غنا) در صورتى است كه با يكى از عناوين فوقالذكر توأم شود. لذا در تمامى پرسشها و جوابهايى كه بيان شد، اين نكته مورد توجه بوده و بهعنوان استدلال به
[١] . همان، ص ٢٢٩، رقم ١٩.
[٢] . همان، ص ٢٢٧، رقم ١٣.
[٣] . ر. ك: محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٧٦، ص ٢٤٣.