معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٨٧ - نخست تفسير متعارف آن
چون سيل ربوبيت در رسد و گرد بشريت برخيزد، حقيقت بيفزايد؛ بهانه بكاهد؛ نه كالبد ماند نه دل؛ نه جان ماند صافى رسته از آب و گِل؛ نه نور در خاك آميخته؛ نه خاك در نور.
خاك با خاك شود، نور با نور. زبان در سر ذكر شود و ذكر در سر مذكور. دل در سر مهر شود و مهر در سر نور. جان در سر عيان شود و عيان از بيان دور. اگر تو را اين روز آرزو است، از خود برون آى؛ چنانك مار از پوست؛ به ترك خود بگوى كه نسبت با خود نه نيكو است؛ همان است كه آن جوانمرد گفت:
|
نيست عشق لايزالى را در آن دل هيچ كار |
كو هنوز اندر صفات خويش ماندست استوار |
|
|
هيچكس را نامده است از دوستان در راه عشق |
بى زوال ملك صورت ملك معنى در كنار[١] |
|
د. تفسير سورة حمد به شيوة اهل عرفان
نخست تفسير متعارف آن
اين سوره مباركه، با كمى حجم، بر معانى بلند و ارجمندى مشتمل است، تا جايى كه عِدْلِ تمامى قرآن بهشمار رفته وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ[٢] سبع مثاني- كنايه از سوره حمد كه هفت آيه- در مقابل كل قرآن با آن عظمت قرار گرفته است. اين سوره، راه راز و نياز بنده مخلص را با پروردگار خويش، هنگامى كه در حضورش ايستاده، بيان مىدارد و اينكه چگونه خواستههاى خويش را عرضه بدارد و از وى درخواست كند؛ نخست ستايش، سپس نيايش و درخواست.
در آغاز، خداوند را بر تمامى نعمتهايى كه بر وى ارزانى داشته است، ستايش مىكند، و او را نخست با نام ياد مىكند. بهدنبال آن، بزرگترين صفات
[١] . ابوالفضل رشيدالدين ميبدى، كشف الاسرار و عدّة الابرار، ج ١، صص ٣٢٩- ٣٢٧.
[٢] . عدل: همتا و برابر. چنانچه در سوره حجر ١٥: ٨٧،« سبعاً من المثانى» اشاره به سوره حمد است كه داراى هفت آيه مىباشد. و از سُوَر« مثانى»- يعنى: سورههاى كوچك قابل تكرار در قرائتها از جمله در هر روز در نمازهاى واجب و مستحب تكرار مىشود.
در آيه مىفرمايد: يكى از نعمتهاى بزرگ كه به تو ارزانى داشتهايم، فرو فرستادن« سبع مثانى» يعنى: سوره حمد، و قرآن بزرگ قدر است.