معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٨٦ - ج تأويلات اهل عرفان
|
رو كه در بند صفاتى عاشق خويشى هنوز |
گر بر تو عزّ منبر خوشتر است از ذلّ دار |
|
اين چنين كس را مخلَص خوانند نه مخلِص؛ چنانك بوبكر زقّاق گفت: فيكون مخلَصاً لا مخلِصاً مخلص در درياى خطر در غرقاب است؛ نهنگان جانرباى در چپ و راست وى درآمده، دريا مىبرّد و مىترسد، تا خود به ساحل امن چون رسد و كى رسد؟ از اينجا است كه بزرگان سلف گفتند: والمخلِصون في خطر عظيم و مخلَص آن است كه به ساحل امن رسيد. ربّ العالمين، موسي را به هر دو حالت نشان كرد، گفت: إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا[١] هم مخلِصاً- به كسر لام- و هم مخلَصاً- به فتح لام- خواندهاند.[٢]
اگر به كسر خوانى بدايت كار او است و اگر به فتح خوانى نهايت كار او است. مخلِص آنگاه بود كه كار نبوّت وى در پيوست، و نواخت احديت به وى روى نهاد؛ و مخلَص آنگاه شد كه كار نبوّت بالا گرفت و به حضرت عزت بستاخ[٣] شد. اين خود حال كسى است كه از اول او را روش بود و زان پس به كشش حق رسد؛ و شتّان بينه و بين نبينا محمد (ص) چند كه فرق است ميان موسي و ميان مصطفي عليهماالسلّام كه پيش از دور گِل آدم به كمند كشش حق معتصم گشت؛ چنانك گفت: كنت نبياً و آدم مجبول في طينته.
شبلي[٤] از اينجا گفت: در قيامت هر كسى را خصمى خواهد بود، و خصم آدم منم كه بر راه من عقبه كرد تا در گِلزار وى بماندم.
شيخ الاسلام انصارى از اينجا گفت: دانى كه محقق كى به حق رسد؟
[١] . مريم، آيه ٥١.
[٢] . قرّاء كوفه به فتح لام و بقيه به كسر لام خواندهاند و قرائت مشهور همان قرائت كوفيان است كه مسلمانان از روز نخست بر آن بودهاند. استناد به هر دو قرائت، مبتنى بر حجيت همه قرائات است؛ حتى در صورت تعارض آنها؛ ولى حجيت قرائات جز قرائت حفض ثابت نشده و قرآن يكى بيش نيست؛ چنانكه امام صادق( ع) فرموده است. ر. ك: محمدهادى معرفت، التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، صص ١٦٦- ١٦١، بحث قرائات.
[٣] . بُستاخ: تلفظ قديم گُستاخ، به معناى شخصِ با جرأت و شهامت است كه روى شناخت كامل، بىدرنگ اقدام كند.
[٤] . ابوبكر دُلَف بن جحدر خراسانى بغدادى؛ در سامرا زاده شد و در بغداد زيست. دوست و همراز جنيد و حلّاج و خيرالنساج بود و از بزرگان مشايخ صوفيه به شمار مىرفت. در سال ٣٣٤ در گذشت و در قبرستان خيزران- در بغداد- به خاك سپرده شد.