معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٨٥ - ج تأويلات اهل عرفان
سرّ اين سخن آن است كه بوبكر زقاق[١] گفت: نقصان كلّ مخلص في إخلاصه رؤية اخلاصه، فإذا أراد الله أن يخلص إخلاصه أسقط عن إخلاصه رؤيته لإخلاصه فيكون مخلَصاً لا مخِلصاً.
مىگويد: اخلاص تو آنگه خالص باشد كه از ديدن تو پاك باشد و بدانى كه آن اخلاص نه در دست تو است و نه بهقوّت و داشت تو است؛ بلكه سرّى است ربّانى و نهادى است سبحانى؛ كس را بر آن اطلاع نه؛ و غيرى را بر آن راه نه.
احديت مىگويد: سرّ من سرّي استودعته قلب من أحببت من عبادي گفت: بنده را برگزينم و به دوستى خود بپسندم؛ آنگه در سويداء دلش آن وديعت خود بنهم؛ نه شيطان بدان راه برد تا تباه كند؛ نه هواى نفس آن را بيند تا بگرداند؛ نه فرشته بدان رسد تا بنويسد.
جنيد[٢] از اينجا گفت: إلاخلاص سرّ بين الله و بين العبد، لا يعلمه ملك فيكتبه، و لا شيطان فيفسده، و لا هوي فيميله.
ذوالنون مصري[٣] گفت: «كسى كه اين وديعت به نزديك وى نهادند نشان وى آن است كه مدح كسان و ذمّ ايشان، پيش وى به يك نرخ باشد؛ آفرين و نفرين ايشان يك رنگ بيند؛ نه از آن شاد شود، نه از اين فراهم آيد. چنانكه مصطفي (ص) شب قرب و كرامت، همه آفرينش منشور سلطنت او مىخواندند و او به گوشه چشم به هيچ نگريست و مىگفت: شما كه مقربّان حضرتيد مىگوييد: السلام علي النبي الصالح الذي هو خير من في السماء و الأرض و ما منتظريم تا ما را به آستانه جفاء بوجهل باز فرستند تا گويد: اى ساحر، اى كذّاب، تا چنانك دُرّ خير من في السماء و الأرض خود را بر سنگ نقد زديم، در ساحر و كذاب نيز برزنيم؛ اگر هر دو ما را به يك نرخ نباشد، پس اين كلاه دعوى از سر فرو نهيم.
[١] . او از طبقه سوم صوفيه است. نامش احمدبن نصر و از مشايخ صوفيه مصر است و در طبقه جنيد بغدادى قرار دارد و از اصحاب وى است و به زقّاق كبير شهرت دارد؛ در مقابل زقّاق صغير كه بغدادى است و شاگرد زقاق كبير. ر. ك: جامى، نفحات الانس، صص ١٧٧- ١٧٦. كتّانى در مرگ زقاق كبير گفت:« در مرگ او، راه حجت سفر فقرا به مصر بسته گرديد».
[٢] . او ابوالقاسم سعيد بن محمد ابن جنيد قواريرى بغدادى ملقب به« سلطان طايفه صوفيه» است. او در زهد و تصوّف، شيخ عارفان وقت و يگانه دهر خويش بود. مرگ او در بغداد و در سال ٢٩٧ روى داد.
[٣] . نام او ثوبان بن ابراهيم است. پدرش از نوبه آفريقا بود و با قريش پيوند ولاء داشت. او از طبقه نخست مشايخ صوفيه است. وفات ثوبان در سال ٢٤٥ روى داد.