معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦٢٤ - ٣ نياز به اذن دارد
ندارد، فقط، مىتوان جلوى بىنظمى را گرفت.
محقق- در شرايع- اين مسأله را در سه باب (كتاب خمس، كتاب جهاد، كتاب احياء موات) مطرح كرده و در هر سه موضع فرموده است:
لا يجوز التصرف في الانفال- الاراضي الموات- الا باذن الامام (عليهالسلام). و لو باور مبادر فاحياها من دون اذنه، كان غاصبا ...
صاحب جواهر مسأله را بهعنوان يك اصل مسلم مطرح و ادعاى اجماع و ضرورت مذهب مىكند و به قاعده زير تمسك مىجويد:
ليس للمرء إلا ما طابت به نفس امامه
(هر تصرفى بايد مورد رضايت امام بوده باشد)
علاوه بر قاعده (قبح تصرّف در مال ديگران) با در نظر گرفتن آنكه انفال از مال امام است؛ عقلا و شرعا بل ضرورة من الدين.[١]
ولى گفتهاند: اين حكم مخصوص عصر حضور است و در عصر غيبت اذن عام داده شده است. مؤلف شرايع الاسلام مىنويسد:
زمين موات كه مالك مشخصى ندارد، مال امام است و نمىشود بدون رخصت وى آن را آباد نمود، و اگر كسى پيشدستى كرد و بدون اجازه آن را آباد نمود، هيچ حقى براى وى حاصل نمىشود. ولى اگر امام غائب باشد، هر كس مىتواند آن را آباد نمايد و حق اولويت پيدا مىكند.[٢]
صاحب جواهر (رحمتالله) در بسيارى از موارد، مسأله را مخصوص دوران غيبت نمىداند، بلكه به نظر وى عموميت دارد، حتى زمان حضور را- كه امام معصوم مبسوطاليه نباشد- شامل مىشود، چون پايه اصلى حكم مذكور، غلبه سلطان جور است كه انفال را از اختيار امام عادل مىگرفت و خود در آن تصرف مىكرد، لذا شيعيان- بلكه عموم مسلمين- در محذور عدم شرعيت اينگونه تصرفات واقع مىشدند. وى مىگويد:
... هذه الاخبار المعتبرة الكثيرة، يشرف الفقيه علي القطع باباحتهم (عليهالسلام) شيعتهم زمن الغيبة، بل والحضور الذي هو كالغيبة في قصور اليد و عدم بسطها، سائر حقوقهم (عليهالسلام) في الانفال، بل و غيرها مما كان في ايديهم، و امره
[١] . جواهر الكلام، ج ١٦، ص ١٣٤، و ج ٢١، ص ١٧٠، و ج ٣٨، صص ٢٧- ١١.
[٢] . شرايع الاسلام، ج ٣، ص ٢٧٢٠.