معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦١٣ - قطائع الملوك
صرفاً، مالك فرآوردههاى دست خويش است، لذا ملكيت، چنانكه گفتيم، زائيده عمل است و هر آنچه را كه انسان خود فراهم مىسازد، مالك آن مىباشد، و
هرگز زمين فرآورده انسان نبوده، صرفاً آثار حاصله در آن فرآورده انسان است، لذا صرفاً مالك آثار است و زمين حالت تبعيت دارد.
قرآن، انسان را بهعنوان عامل روى زمين معرفى كرده، و زمين را وسيله كار و بهرهگيرى او شناخته است، اما هرگز زمين را بهعنوان ثروت و مال نمىشناسد، لذا انسان نمىتواند رقبه زمين را مستقلًا و ذاتاً به ملك خويش درآورد. در سوره هود آمده است:
هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها.[١]
شما را از زمين آفريده، و به كار آبادى آن گماشته است.
مقصود، بيان وابستگى انسان به زمين است كه از آن نشأت گرفته، و بايد انسان در آبادى آن بكوشد و بدين جهت آفريده شده است. در سوره اعراف مىخوانيم:
وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ.[٢]
به شما نيروى كار داديم، تا وسايل زندگى را برايتان فراهم سازيم.
يعنى زمين وسيله كار است كه ادامه حيات به آبادى آن بستگى دارد.
در جاهاى ديگر، زمين را «مسخّر» انسان مىداند،[٣] يعنى در اختيار كامل قرار دادن، كه بهمنظور بهرهگيرى كامل صورت گرفته است.
همچنين قرآن از زمين، بهعنوان «مهد»[٤] (آماده بودن براى بهرهگيرى كامل)، «فراش»،[٥] «بساط»،[٦] «قرار»،[٧] «ذلول»[٨] ياد مىكند كه همگى به معناى «موجودى
[١] . هود، آيه ٦١.
[٢] . اعراف، آيه ١٠.
[٣] . حج، آيه ٦٥، بقره، آيه ٢٩، جاثيه، آيه ١٣.
[٤] . زخرف، آيه ١٠.
[٥] . بقره، آيه ٢٢.
[٦] . نوح، آيه ١٩.
[٧] . غافر، آيه ٦٤.
[٨] . ملك، آيه ١٥.