معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦١ - ٢ شاخصههاى تفسير عرفانى
للأبنياء.[١]
چون اهل عرفان، خود را از «خواصّ» مىدانند، اشارات و رموز قرآن را، بر وفق مصطلحات عرفانى خويش تفسير مىكنند.
آنان هر جمله و عبارتى را كه در قرآن مناسب ديدهاند، طبق مشرب عرفانى خود، به تأويل برده، و بر همين شيوه تفسير كردهاند. آنها با اين روش تمام آيات را، رمز و اشاره گرفته و مفاهيم عرفانى خود را بر آن تحميل كردهاند. در صورتى كه روايت مىگويد: قرآن، چهارگونه سخن دارد؛ عبارات ظاهرى كه در سطح و قابل فهم براى همه است. اشارات به برخى از مطالب و مسائل علمى و نظرى، كه دانشمندان آن را درك مىكنند. نكتهها و ظرافتها كه عارفان به اسرار حق، به آن پى مىبرند، و بالاخره حقايق و اسرار نهفته كه آشنايان با وحى و سروش غيبى بر آن واقف مىشوند.
٢. تفسير عرفانى از نوع تفسير باطن است كه بيشتر به تأويل مىماند تا تفسير، زيرا با هيچ يك از دلالتها لفظى تناسب ندارد، و بر قواعد مقرّره دلالت الفاظ استوار نمىباشد. و صرفاً با ذوق عرفانى افراد سروكار دارد و نام آن را اشراق درونى مىگذارند.
از اينرو، تفسير عرفانى همان تفسير باطنى است كه نزد برخى با عنوان تفسير صوفى و اهل تأويل يا تفسير رمزى و اشارى خوانده مىشود. اينها عناوينى است كه از يك مُعَنوَن حكايت دارند. زيرا ريشه عرفان همان تصوّف است، و باطن همان تأويل مىباشد، كه با شيوه رمز و اشاره انجام مىگيرد. برخى خواستهاند ميان اين عناوين، تفاوتى قائل شوند، ولى در بيان مصاديق هر يك جداى از ديگرى وا ماندهاند.
٣. تفسير عرفانى چون بر پايه تأويل استوار است. و تأويل نزد اين گروه فاقد ضابطه مشخّصى است، صرفاً بر وفق مقتضاى ذوق و سليقه افراد مبتنى مىباشد. آنان منشأ اين ذوق و سليقه را اشراقات نفسانى مىپندارند. لذا برحسب اختلاف ذوقها وسليقهها، تفاسير اين گروه با هم متفاوت است، و هر
[١] . بحارالانوار، ج ٨٩، ص ١٠٣، رقم ٨١.