معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٨٠ - ٥ آيه ميراث زنان شوهر مرده
٥. آيه ميراث زنان شوهر مرده[١]
وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِيَّةً لِأَزْواجِهِمْ مَتاعاً إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْراجٍ ...[٢]
كسانتان كه مىميرند و همسرانى برجاى مىگذارند، سفارشى است درباره همسرانشان تا يك سال از زندگانى در خانه بهرهمند گردند و بيرون رانده نشوند.
اين، درباره زنانى بود كه از شوهرانشان فرزندى نداشتند، و جاى آن بود كه فرزندان متوفّى و ديگر همسران فرزنددار، اين زن بيچاره را از خانه و كاشانه بيرون كنند و به درماندگى افتد. لذا اين سفارش اكيد، براى رعايت حال وى شده است.
برخى مىگويند: اين تنها ميراث چنين زنى از شوهرش بوده و در دوران جاهليت، بيش از اين به همسران شوهر مرده ارث نمىدادند. و نيز عدّه زن شوهر مرده تا يك سال بوده است.
مىگويند: اين شيوه جاهليت همچنان در صدر اسلام پايدار ماند تا آنگاه كه مقدار ميراث و اندازه عدّه وفات، در آيات ديگر تبيين شد.[٣]
عجيب مىنمايد كه يك چنين شيوه ستمگونه و زشتى- كه رنگ جاهليت داشته باشد- همچنان در اسلام، و براى مدت نسبتاً دراز (تا چند سال پس از هجرت) ادامه داشته باشد و شريعت عدل اسلامى پذيراى آن باشد، هر چند ناسخ آن نزديك به پايان عهد رسالت آمده باشد؟
استاد بزرگوار آيتالله خوئى- طاب ثراه- در گفتوگويى كه خدمتشان داشتم، فرمودند: شرط نسخ، وجود تنافى بين ناسخ و منسوخ است، تا از عدم
[١] . وى قبلًا معتقد به نسخ اين آيه بود و ادعاى اجماع علما بر نسخ آيه بود.( محمدهادى معرفت، التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، ص ٣٠٥)
[٢] . بقره، آيه ٢٤٠.
[٣] . از جمله روايات اين است: اخرج ابن راهويه مفى تفسيره عن مقاتل بن حيان ان رجلًا من اهل الطائف قدم المدينة و له اولاد رجال و نساء و معه ابواه و امرأته، فمات بالمدينة، فرفع ذلك للنبى( ص) فاعطى الوالدين و اعطى اولاده بالمعروف ولم يعط امراته شيئاً غير انهم امروا ان ينفقوا عليها من تركة زوجها الى الحول و فيه نزلت« وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجاً ...» جلالالدين عبدالرحمان سيوطى، تفسير الدر المنثور فى التفسير بالماثور، ج ١، ص ٣٠٩؛ تفسير صافى، ج ٥، ص ٢٠٤.