معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٤٨ - جامعيت قرآن كريم نسبت به علوم و معارف الاهى و بشرى
براى مثال در مسأله نطفه و عده؛ مگر كسانى كه زنهايشان را طلاق مىدهند، حتماً مقاربت با آنها كردهاند، مگر شارع نمىتوانست از اول بگويد «آنهايى كه مقاربت كردهاند» و حال آنكه اينها از روز اول معلوم بود. آيا اين مسأله تازه پيدا شده يا از روز اول بود. زن و شوهرى كه بينشان مدت مديدى است كه متاركه عملى هست و حال مرد مىخواهد طلاق دهد، زن بايد عده نگه بدارد؛ آيا اين مسأله هم تازه پيدا شده است؟ خوب! اگر بنا بود واقعاً ملاك عده، «عدم اختلاط مياه» باشد، بايد بگوييم جايى كه زن خودش قاطع است كه شوهر با او نزديكى نكرده، مىتواند شوهر كند؛ حال آنكه اينطور نيست، بلكه بايد بگوييم در اينجا حكمت و فلسفهاى در كار است. لذا حرف بعضى از فقهاى معاصر كه امروزه فتوا دادهاند اگر رحم را در آوردند- ديگر احتمال آبستنى نيست- عده ندارد، صد در صد غلط است، چرا؟ چون اينجور فرضها روز اول هم بود. حال زنهاى عقيم، نبايد عده داشته باشند. حال آنكه اين حكم براى زنهاى عقيم نيز از روز اول بود. پس شارع با علم به اينكه برخى از زنان عقيماند و با علم به اينكه بعضى از زنها ممكن است مقاربتى با آنها انجام نگرفته باشد، حكم عدّه را تعميم داد. لذا ملاك اين نيست تا ما با پيشرفت علم بخواهيم دخالت يا توجيهى كرده باشيم. پس معلوم مىشود اسرار ديگرى در كار بوده است.
ما مىدانيم كه هيچ حكمى از احكام شرعيه بدون ملاك نيست چون عقيده داريم بر اينكه:
الاحكام الشرعية الطاف في الاحكام العقلية
يعنى آنچه را كه شرع مىگويد، همان است كه عقل مىگويد، اما كدام عقل؟ عقلى كه لو خلّى و تبعه، يعنى اگر عقل به آن اسرارى كه شرع در نظر گرفته واقف مىشد، هر آينه همان حكمى را صادر مىكرد كه شرع حكم كرده است. منتهى چه وقت عقل ممكن است به آن اسرار پى ببرد؟ فرض اين است و لذا يك سرى از احكام هست كه صرفاً جنبه تعبدى دارد و نمىشود آنها را با اينجور مسايل تحليل و بررسى كرد تا بخواهيم نتيجه بگيريم كه ما هم