معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٤٧ - جامعيت قرآن كريم نسبت به علوم و معارف الاهى و بشرى
مشخص كنيم به نحوى كه مقدار ارثش را هم معين بكنيم؟ نمىتواند اين كار را بكند. اين يك نوع رابطهاى است كه در خود جامعه بين افراد هست. در باب ارث خداوند مىگويد:
لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ.[١]
اين تقسيمبندى ارث كه در قرآن انجام شده، روى يك ملاكى است كه ما نمىدانيم و شما نمىدانيد كداميك از اقوام شما به شما نزديكتر است. كدام نزديكى؟ آن نزديكى كه خدا لحاظ كرده. علىاىحال در هيچ جاى دنيا قانون ارث مثل آنچه در اسلام مطرح است، مطرح نيست. با اين بيان مشكل ما دقيقاً معلوم مىشود كه در اينجا يك معيار خاصى دارد. پس ممكن است بشر يك وقتى به مقامى برسد كه بتواند رابطه انسان را با جامعه و با افراد و با خدا درك كند، ما در اين باره منكر نيستيم. اما آيا مىتواند بفهمد كه ميزان رابطهاش با خدا چقدر است؟ اين را نمىتواند بهدست آورد و اما خود خدا مىداند. لذا در احكام شرعيه آنجايى كه به ما واگذار نشده، مثلًا در خصوص حدود به ما چيزى واگذار نشده، اما در خصوص تعزيرات به ما واگذار شده است، معلوم مىشود كه شارع يك نسبتهايى را لحاظ كرده، لذا به ما چنين اجازهاى داده نشده است.
وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ.[٢]
در اين گونه از موارد نبايد از آن حدود تعدّى كرد. پس هرگاه بشر بتواند ادعا كند كه من مىتوانم همه روابط انسان را تنظيم كنم، حتى با خالق خود مىتواند چنان كند؛ ولى فرض اين است كه اين كار براى بشر امكانپذير نيست. پس مسأله اينكه بشر يك وقتى عقلش برسد به اينكه در بعضى از احكام و موضوعات، خودش تشخيص بدهد و واقعيت و حكمش را طبق تشخيص خودش بيان كند، اين يك فرض است و هيچگاه نمىتواند واقعيت داشته باشد.
[١] . نساء، آيه ١١.
[٢] . بقره، آيه ٢٢٩.