معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٤٦ - جامعيت قرآن كريم نسبت به علوم و معارف الاهى و بشرى
علوم، ممكن است خودمان به اين واقعيات برسيم كه شارع آن وقت از روى احتياط به ما گفته است؛ حالا ما به واقعياتش مىرسيم. مثلًا بگوييم شارعى كه فرموده زن مطلقه بايد عدّه نگه دارد، اين براى عدم اختلاط مياه بود تا نطفه گاهى خلط نشود. چنانچه تشخيص علمى داديم زن باردار نيست، پس عدّه لازم ندارد. يا اينكه يك روزى براى زانيه، سنگسار بود. امروز ممكن است بهطرق ديگرى اين حقوق را اجرا كنيم كه عقوبت اين شكلى نباشد و خلاصه بشر خودش دخالت و اصلح را انتخاب كند.
جواب بسيار مفصل است. بنده تفصيلش را در جلد ششم التمهيد كه الآن زير چاپ است نوشتهام، در باب اعجاز تشريعى قرآن، فشردهاش اين است:
در تشريعات سه بُعد وجود دارد. چون تشريعات يعنى قوانينى كه متكفّل نظم در جامعه است (قوانين تشريعى چه وضعى و چه شرعى آن)، اين خود براى ايجاد نظم در جامعه است. نظم يعنى حُسن رابطه بين فرد با فرد ديگر و فرد با جامعه. انسان بايد در رابطه با خويشتن، افراد ديگر و با كل، حُسن سلوك داشته باشد. حال چه كسى آن را تنظيم مىكند؟ انسان در حيات خود يك رابطه ديگرى هم دارد كه آن رابطه با خدا است، قانونى كه مىخواهد وضع كند، هر چقدر هم مبرّا باشد- عناصرى چون: قوميت، نژادگرايى، رتبهگرايى و طايفهگرايى هيچ در آن نباشد- اين همان علاقه فرد با فرد و فرد با جامعه است. امّا علاقه فرد با خدا را نمىتواند تنظيم كند؛ چرا؟ چون نمىداند چه نوع علاقهاى بين فرد و خدا وجود دارد تا آن را تنظيم كند. قرآن وقتى ديه را بيان مىكند، در همانجا مسأله اخوت اسلامى، عفو، انسانيت و نوعدوستى را هم مطرح مىكند. اينها همه روابطى است كه فرد با خدا دارد. آنجايى كه مسأله شُفعه را مطرح مىكند، قاعده عدل و انصاف را هم دارد.
در قوانين شرعيه هر سه بعد به نحو اكمل رعايت شده است، اما در قوانين وضعيه اگر كامل باشد، دو بُعد بيشتر رعايت نمىشود. خوب بشر چه وقت مىتواند ادعا كند كه ما مىتوانيم مقدار ارث پدر از فرزند يا فرزند از پدر يا عموى پدر و مادرى يا عموى پدرى فقط يا عموى مادر را فقط، اين رابطه را