معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٢٩ - ٤ وحى رسالى
دخالت عامل خفا و سرعت مشتركند و به عبارت ديگر، جنس مشترك همه آنها وجود عامل «خفا» و «سرعت» در انتقال پيامدهنده به پيامگيرنده است، اما
در عين حال، ماهيت هر يك از ديگرى به فصلى تميز داده شده است. در معناى لغوى، پيام دهنده و پيام گيرنده هر دو انسان هستند و ابزار تلقى وحى، چشم و گوش ظاهر را هم شامل است، در حالى كه در معناى دوم، پيامدهنده، خدا و پيامگيرنده، اعم از انسان است. علاوه بر آن، پيام با فطرت و سرشت پديدهها ارتباط دارد و از نوع گفتوگوها و اشارههاى عادى و قابل درك با حواس ظاهرى نيست.
در معناى سوم، وحى القاى مطلب به ذهن و دل مخاطب است و با اينكه مثل مورد دوم، از قبيل كلام نيست، اما جزو فطريات و غرايز هم نمىباشد. گرهگشايى رحمانى يا مكرى شيطانى است كه منشأ آن بر پيامگيرنده شناخته شده نيست و جايى براى ادراكات ظاهرى در تلقى آن نمىباشد. اما در معناى چهارم، كه همان «وحى رسالى» است، فصل مقوّم اين معنا، عبارت از الهام است كه در گوش باطن پيامگيرنده القا مىشود و منشأ آن شناخته شده است و در پيامگيرنده شرايط ويژهاى لحاظ شده كه بدون آنها شايستگى تلقى پيام غيبى وجود ندارد. علاوه بر اين، پيامدهنده حتماً عاملى رحمانى، اعم از خداوند- عزوجل- يا ملائكه واسطه وحى مىباشند.
آيا مفهوم اسلامى «وحى» با مفهوم وحى در يهوديت و مسيحيت تفاوت دارد؟
آيتالله معرفت: يهودى و مسلمان در مفهوم وحى رسالى اتفاق نظر دارند، ولى غالب مسيحيان وحى را بهگونه ديگرى تفسير مىكنند. در اينجا توجه به سخن توماس ميشل كشيش معاصر و از راهبان فرهيخته ژزوئيت، كه كتاب وى به نام كلام مسيحى توسط فاضل ارجمند جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاى حسين توقيفى ترجمه شده، بهجا است:
از ديد مسلمانان، قرآن مجيد به چيزى جز وحى الاهى وابسته نيست. قرآن، وحى خدا، وحى حقيقى و پيامى با عبارت روشن و كامل و نهايى شناخته مىشود. قرآن براى دسترسى به وحى الاهى به چيزى فراتر از