معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٠٧ - ترجمه قرآن، دقتها و ظرافتها
كند، غافل از اينكه اين جمله انشائيه است، اين را به جمله خبريه ترجمه مىكند، روح معنا گرفته مىشود. ببينيد مادر حضرت مريم آن وقتى كه مريم را زاييد گفت:
قالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى.[١]
حالا اين جمله خبريه است؟ نه؛ اين جمله خبريه نيست. چون اگر خبريه باشد يا بايد براى افاده خبر باشد يا لازمه فايده؟ هيچ كدام نيست. پس چيه؟ اين انشائيه است. از كدام قسم انشاء؟ اين تحصر است. پس اصلًا نبايد جمله را اين جورى خواند:
قالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى
بلكه بايد بگويد:
قالَتْ، رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى. [دختر شد]
متأسفانه دختر شد، حالا اين جنبه جمله را چگونه در ترجمه منعكس بكنيم؟ اين خيلى بايد ورزيده باشد. بايد يك فردوسى باشد كه بتواند جمله را جورى تنظيم بكند كه افاده حصر بكند. ولى چون غالباً توجه به اين نكات و ظرايف لغت نيست، همين طورى پشت سر همديگر جمله ترجمه مىكند. با يك المنجد خريدن، مىشود مترجم! در حالى كه اينقدر از اين نكات و ظرايف و دقايق همه لغات دارند. شما هر لغتى را مىخواهيد ترجمه كنيد، بايد جنبه ادبيات آن لغت را دقيقاً بدانيد. بعد هم استاد باشى كه چه جورى اين را در لغت مقصد ارائه بدهيد و غالباً نمىتوانيد. چرا؟ چون عرض كردم دست ندارند در لغت مقصد. الان همين جمله را شما ببينيد كتابهاى ترجمه چه جورى معنا كردند. مادر مريم گفت: خدايا! من اين را دختر زاييد. خودش مىفهمد چى دارد مىگويد؟ به خدا دارد خبر مىدهد؟ يا اينكه دارد به خدا مىگويد مىدانم؟ هيچ كدامش نيست.
حال آنكه اين را اگر به زبان ما عوامها، نه ادباى بزرگ بخواهد ترجمه كند، بايد بگويد: خدايا! متأسفانه دختر زاييد. امّا چگونه اين كلمه متأسفانه را بدون
[١] . نساء، آيه ٣٦.