معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٧٠ - ٧ سخن شيطان با انسان
كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ.[١]
هيچگاه آدمى مورد خطاب شفاهى و آشكار ابليس قرار نگرفته است، تا به وى دستور دهد كه كافر شود. بلكه اين يك وسوسه و تحريك درونى است كه به وسيله ابليس انجام مىگيرد، لذا زبان حال او- پس از پيروز شدن- به باد
مسخره گرفتن انسانها است كه چگونه فريب خوردند و وسوسههاى تهى و بىارزش او را پذيرفتند. و به پيام عقل و فطرت خويش كه همانا توحيد است، وقعى ننهادند.
از همين قبيل است گفتار ابليس در روز واپسين:
وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ ...[٢]
شيطان در آن روز مىگويد:
خداوند شما انسانها را نويد داد، كه نويد او حق بود و حقيقت داشت.
و من وعده دادم و وعده من پوچ بود و از آن تخلف ورزيدم، زيرا وعدههاى من سرابى بيش نبود. و هرگز مرا به شما سلطهاى نبود؛ جز آنكه شما را خواندم و اجابت نموديد؛ لذا مرا ملامت نكنيد و خود را ملامت كنيد. امروزه من به فرياد شما نمىرسم، و شما هم فريادرس من نخواهيد بود. من به آنچه شما شرك ورزيديد، كافر بودهام.
اين گفتار با اين استدلال، به تمامى حكايت از روشن شدن واقعيات دارد. در آن روز، حقيقت آشكار مىشود، و ابليس در مقابل انسانها چنين حالتى دارد، انسانها از شيطان در شگفتند، و ابليس از انسانها در شگفت كه چگونه نويدهاى پوچ او را باوركردند؟
البته- درحقيقت- باور نداشتهاند، بلكه اين خود بودند كه خود را با وعدههاى پوچ دلخوش مىكردند.
[١] . حشر، آيه ١٦.
[٢] . ابراهيم، آيه ٢٢.