معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٦٤ - ب قول در قرآن
در آيه، آنچه را در دل خود گمان بردهاند، قول ناميده است.
سوم، به صرف اعتقاد مىگويند، همانطور كه مىگويند: فلانى به قول ابىحنيفه رفته است، يعنى: رأى او را پسنديده و هم عقيده او شده است.
چهارم، مطلق دلالت را گويند: چنانكه شاعر آورده است:
امتلأ الحوض و قال: قطني.
حوض پرشد و دلالت بر آن داشت كه مرا بس است.
پنجم، عنايت داشتن به چيزى كه عقيده جازم را مىرساند. چنانكه گويند: فلانى چنين قولى را دارا است. فلان يقول بكذا. زيرا اختصاص او را بدان قول مىرساند.
ششم، اصطلاح اهل ميزان (علماى منطق): قول جوهر، قول عرض و ... كه در مقولات شمردهاند.
هفتم، الهام. مانند:
قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً.[١]
زيرا چنين گفتارى به صورت خطاب بر او القا نشد و صرفاً الهام و القاى درونى بود.
ذلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ.[٢]
در اين آيه، عيسى را قول حق ناميد، همانگونه كه او را در آيه ديگر، كلمه ناميد:
وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ.[٣]
و اين اشارت به اين آيه دارد:
إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ.[٤]
ب. قول در قرآن
در قرآن نيز، واژه قول درباره غير انسانها به كار برده شده است، چه آنكه
[١] . كهف، آيه ٨٦.
[٢] . مريم، آيه ٣٤.
[٣] . نساء، آيه ٧١.
[٤] . آل عمران، آيه ٥٩.