معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٥٧ - سياست و حكومت در قرآن
از قرون دوازدهم و سيزدهم به بعد، جهان اسلام با واقعيت جديدى روبهرو شد. تا اين زمان انديشمندان در تنگناى ناشى از استبداد حكومتهاى اموى، عباسى و ... قرار داشتند كه هيچ آزادى براى آنان نبود؛ اما از قرون دوازدهم و سيزدهم به بعد، دانشمندان اسلامى احساس آزادى كردند و در اين بستر مناسب و آزاد، اولين نكتهاى كه به ذهن دانشمند مسلمان رسيد، اين بود كه قرآن مجموعه كامل است. يعنى نازل شده تا تمام مشكلات جامعه را در نظر گرفته و براى آنها راهحل ارائه دهد. او وقتى با اين فكر به قرآن نگاه مىكند، ابتدا سراغ مشكلات مىرود؛ از اين رو عبده مىگويد مشكلات زمان ما چيست؟ و آنها را دستهبندى مىكند؛ سپس سراغ قرآن مىرود كه قرآن چه راهحلهايى براى اين مشكلات ارائه كرده است؟ علماى اسلامى در قرون اخير با اين فكر به سوى قرآن رفتند، زيرا معتقد بودند كه اسلام دين جاودان است، يعنى براى مشكلات زمانه ما و همه زمانها راهحل دارد.
اما بايد به سراغ قرآن رفت و اين راهحلها را تحصيل كرد. اين ديدگاه علامه فضل الله است. وى معتقد است تفسير موضوعى دو نوع است:
در نوع اول، فرد سراغ قرآن مىرود تا ببيند چه موضوعاتى در آن مطرح شده است و سپس آنها را استخراج مىكند. براى مثال قرآن مسأله هدايت، رجعت و عصمت را مطرح كرده است.
نوع دوم، اين كه ما سراغ مشكلات جامعه مىرويم كه چه مشكلات سياسى، اجتماعى و اخلاقى وجود دارد؟ آنگاه سراغ قرآن مىرويم تا ببينيم آيا راهحلى هست؟ كه قرآن قطعاً راهحلى دارد؛ لذا حضرت على (عليهالسلام) مىفرمايد:
ذلك القرآن فاستنقطوه و لن ينطق[١]
يعنى اگر بنشينى تا قرآن برايت سخن بگويد، اين امر محالى است، تو قرآن را به سخن بياور، يعنى سؤال كن تا جواب بشنوى، منتظر نباش كه قرآن چه مىگويد؛ برو سراغش و بپرس تا مشكلاتت را حل كند.
[١] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٣١، ص ٥٤٦.