معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٣٤ - بررسى اصطلاح«حقيقت و مجاز» در بلاغت و فلسفه
و فضيلتى است كه در ديگر سخن نيست، و همانا مجاز- همواره- بليغتر و فرخندهتر از استعمال در معناى اصلى كلمه است.[١]
سپس در اين زمينه به استدلال مىپردازد، تا جايى كه سخن مطابق با اصل وضع را، چيزى كه شبيه به صداى حيوانات مىشمرد كه از هرگونه مزيتى تهى است.
آرى! سرّ تفوّق و برترى قرآن بر ديگر كلام در همين استعارههاى شيوا و انواع مجاز و كنايههاى زيبا و ظريف و دقيق است كه زيربناى اعجاز بيانى قرآن را فراهم ساخته و همگان را به اعجاب و شگفتى واداشته است. ما گوشههايى از آن را در بحث اعجاز بيانى قرآن آوردهايم.[٢]
بررسى اصطلاح «حقيقت و مجاز» در بلاغت و فلسفه
با اين وصف، برخى را گمان بر آن شده كه ساحت قدس قرآن، به دور از استعمالات مجازى است و قرآن جز گفتار حقيقت، سخنى ديگر ندارد و هرگونه استعمال مجاز، به دليل صحّت سلب، برابر با گفتار كذب است كه ساحت قرآن از آن به دور است.
اين گمان از آنجا نشأت گرفته است كه مجاز در كلام را از حقيقت عينى جدا دانستهاند و دو اصطلاح بلاغى و فلسفى را در تفسير حقيقت، به هم آميخته و دچار اين پندار شدهاند، لذا ضرورت بحث ايجاب مىكند اصطلاح حقيقت و مجاز را از ديدگاه علماى بلاغت و بيان روشن كنيم.
حقيقت، كاربرد لفظ در معناى اصلى كلمه است، كه با دست وَضع[٣] تعيين
[١] . ابن رشيق، ج ١، ص ٢٣٦، باب المجاز فى كثير من الكلام ابلغ من الحقيقة و احسن و موقعاً فى القلوب الاسماع.
[٢] . محمدهادى معرفت، التمهيد فى علوم القرآن، ج ٥، صص ٤١٥- ٣٨٤.
[٣] . وضع: قرار نهادن تا لفظ خاصّى براى افاده معناى خاصّى به كار برده شود. اين يك نوع قرارداد جمعى است كه در تمامى لغتها( زبانها) جريان دارد و هدف، تسهيل در تبادل مفاهيم و مقاصد مطلوب است تا از اين راه( راه محاوره و گفت وگو) افراد بتوانند مقاصد خود را به يكديگر تفهيم كنند و سهلترين طريق تبادل افكار بهشمار مىرود.
در نامگذارى اشخاص و اماكن و نهادها و موسّسات، از همين روش استفاده مىشود تا با نام بردن آن شخص با آن شيء، مراد گوينده به خوبى به شنونده انتقال يابد.