معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٥٧ - ابتهال الى الله
ايمن نمودم، و در پناه خود (رعايت و عنايت خويش) قرار دادم.
در اينجا اين نكته مطرح است:
«قرائت» حكايت لفظ است. قارى، الفاظى را تلاوت مىكند كه عيناً الفاظ وحى قرآنى مىباشد، و در واقع، توجّه او به درستى نقل الفاظ قرائت شده است، تا كاملًاٌ با لفظ وحى تطابق داشته باشد.
قارى، لفظ ديگرى را، عيناً تكرار مىكند، و هيچگونه قصد انشاء با الفاظ قرائت شده ندارد. زيرا قرائت كه حكايت لفظ است، اخبار از لفظ بهكار برده شده توسط شخص ديگرى است، و نمىخواهد با اين الفاظ، حكايت معانى يا انشاء معانى كند. از اين رو، اراده تمجيد و ثناگويى، و دعا و درخواست، با اين الفاظ، حالت انشاء پيدا مىكند، و با قرائت كه صرفاً حكايت لفظ است منافات دارد.
لذا روايت ياد شده، و امثال آن را، كه مفاد آن: انشاء ابتهال الى الله است، برخى از فقها، با دستور قرائت كه در نماز داده شده، منافى دانستهاند.
شيخ طوسى- قدسسره- در تفسير تبيان، درباره گفتن «آمين» در پايان سوره حمد، گويد:
گفتن اين كلام نمىتواند بدون تعلق به نماز بوده باشد، لذا اگر آنچه را خوانده، قصد دعا داشته، تلاوت قرآن نبوده، و نمازش باطل است. و اگر قصد تلاوت داشته، گفتن آمين مفهومى نخواهد داشت. يعنى: موردى ندارد، زيرا آمين، پس از دعا آورده مىشود، نه تلاوت. و اگر هر دو جهت را قصد كرده باشد، جمع ميان دو مفهوم متضادّ كرده، تلاوت- كه حكايت لفظ است- و دعا- كه انشاء و طلب است. و بيشتر اصوليون، استعمال لفظ واحد را، در دو معناى متضادّ جايز نمىشمرند.
شيخ، خود، استعمال لفظ واحد، در اكثر از معناى واحد را جايز مىداند.
ولى دليل منع از گفتن آمين را، دلايل ديگر كه در فقه آورده مىداند.[١]
[١] .« لا يجوز عندنا ان يقول القارى عند خاتمه الحمد: آمين ...»( التبيان، ج ١، ص ٤٦)؛ ر. ك: التفسير الاثرى الجامع، ج ١، صص ٤٠٧- ٣٩٩، فصل فى ذكر آمين؛ و نيز ر. ك: شهيد اول، كتاب الذكرى، ص ١٩٤؛ حكيم، مستمسك العروة، ج ٦، ص ٢٨٨.