معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٥٢ - هدف و ساختار سوره
سپس- با لحاظ مراتب ياد شده- بنده خالص خدا، خود را ناگزير مىبيند، كه سر طاعت و بندگى، پيش كسى جز خدا خم نكند. و دست نياز به سوى غير خدا دراز نكند.
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
اين دو جمله را با كمال اخلاص و از روى عقد قلب خالص، ادا مىكند. زيرا عظمت و فراگيرى قدرت و هيمنه حق تعالى، چنان برايش تجسّم يافته است، كه جز اين نمىتواند بگويد. و بهطور كلّى، معبودى شايسته عبادت، و ملجأى غنى و سرشار از فيوض و بركات جز خدا، سراغ ندارد.
و لذا مولا امير مؤمنان- عليهالسلام- مىفرمايد:
ولكن وَجَدَتُك أهلًا للعبادة فعبدتك.[١]
چون تو را شايسته پرستش يافتم، تو را پرستيدم.
زيرا عبادت- از ريشه عبوديت- به معناى: غايت تذلّل است، كه جز مقام شامخ حضرت حق را نشايد.
و نيز درباره غناى علىالاطلاق حضرت حق، و فقر مطلق خلايق، مىخوانيم:
يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ.[٢]
وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ.[٣]
انسان، با اين احساس، فقر مطلق در مقابل غناى مطلق، در پيشگاه الاهى ايستاده است، كمال انقطاع خود را نسبت به ساحت قدس پروردگار اظهار مىدارد، و سرتا پا، نياز خود، و نيازمندى هرچه هست را، با غناى سرشار خداوند مقايسه مىكند، و در نتيجه، خود را ناچار و زبون مىبيند، كه صرفاً دست نياز به سوى او دراز كند.
اكنون موقع آن رسيده كه عرض حاجت كند:
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
[١] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٤١، ص ١٤، رقم ٤.
[٢] . فاطر، آيه ١٥.
[٣] . محمد، آيه ٣٨.