معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٢٠ - امتيازات الميزان در گفتوگو با استاد محمد هادى معرفت
محاوره تفسير كند، اين تفسير بهرأى است.
در اينجا دو سخن از دو بزرگوار كه هر دو شاگرد يك استاد هستند، در تفسير حديث شريف من فسّر القرآن برأيه اظهار شده است. من وقتى درباره تفسير و شرايط تفسير و آفات و موانع و منابع تفسير بررسى مىكردم و مىنوشتم- كه اكنون اين نوشتهها با عنوان التفسير و المفسرون به چاپ رسيده است- به اينجا كه رسيدم، فرمايش آقاى خويى را نقل كردم، فرمايش علامه طباطبايى را نيز نقل كردم، ولى در آن زمان در اين انديشه بودم كه علامه چه مىخواهد بگويد؟ چگونه ممكن است انسان همين روش عقلا را برگزيند و بر اساس اصول و مقررات عقلائيه حركت كند و به سراغ قرآن برود، و اين، تفسير بهرأى باشد؟ اين به چه معنى است؟ و لذا فرمايش ايشان را به كامل نقل كردم و در كنار آن نوشتم: جاى تأمل است، بايد دقت شود.
ده سال- بدون مبالغه- روى اين موضوع فكر مىكردم كه ايشان چه مىخواهد بگويد، پس از ده سال به فرمايش ايشان پى بردم. ايشان مسأله نوى را مطرح كرده است. مطلب تازهاى كه هم اكنون با عنوان «شناخت زبان وحى» در اروپا مطرح است و «هرمنوتيك» ناميده مىشود. مىگويند: اساساً وحى، زبان خاصى دارد، زبان وحى، زبان مردم عادى نيست، نمىتوان همانگونه كه براى تفهيم و تفهّم سخنان مردم به سراغ آنها مىرويم، به سراغ زبان وحى هم برويم.
ايشان مىخواهد بفرمايد، اساساً قرآن، زبان خاصى و اصطلاحاتى ويژه خود دارد. گاه مطالب خود را در قالب اصطلاحات خود مطرح ساخته، نه بر اساس اصطلاحات عرف عام. بنابراين اگر بخواهيد مطالب قرآن را بر پايه مصطلحات عرف عام معنى كنيد، اشتباه كردهايد، بلكه بايد قرآن را از ديدگاه مصطلحات ويژه خود او تفسير كنيد و بفهميد.
به نظر بنده، تفاوتى كه بين سخن آقاى خويى و علامه ديده مىشود، به جهت خلطى است كه در اينجا شده است. زيرا در اينجا دو وادى و دو زمينه مطرح است؛ ترجمه و تفسير. مراجعه به اصول مقرره عقلائى در باب ترجمه