معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١١٨ - امتيازات الميزان در گفتوگو با استاد محمد هادى معرفت
و زيربنايى و اساسى است كه امكان دارد در انديشههاى علمى و فلسفى و اسلامى تحول ايجاد كند.
علامه در اين زمينه نوشته است پيرو گفتههاى ديگران نبوده و چنين نبوده كه آنچه را كه ديگران گفتهاند، درست بداند. هيچ محققى اين گونه نمىانديشد و اگر چنين باشد، مقلّد است، نه محقق.
يك دانشمند، آنگاه محقق است كه يك درصد احتمال اشتباه را در گفتههاى استاد خود، كه پيش از او بوده است بدهد و به دنبال اين احتمال در صدد تحقيق برآيد و بدين گونه علم و دانش، پيشرفت مىكند.
بنابراين نقطه آغاز هر تحقيقى، شك است. اگر شك نباشد، انسان تحقيق نمىكند. انسانهاى بىفكر و بىانديشه و بىتفاوت، هرگز شك نمىكنند و مسائل را سربسته و دربسته مىپذيرند، پس لازمه تحقيق شك است.
علامه اين حالت را به خوبى داشته است. در فقه نيز مرحوم امام (رحمتالله عليه) وقتى به نجف آمدند اين مسأله را براى ما مجسم كردند.
علامه طباطبايى در مسائل فلسفى، كلامى، معارف، شناخت و ... اين رويه را داشته است و به طور طبيعى اگر يك دانشمند، در مسألهاى تشكيك و سپس تحقيق كرد، حرف تازهاى خواهد داشت. علامه اين گونه است. و هر دانشمندى كه چنين باشد، يك پله يا دو پله، علم را به پيش مىبرد و علامه چنين كرده است.
علامه همه شخصيت علمى خود را در اين تفسير ريخته است. بنابراين بحث و تحقيق، پيرامون اين تفسير و استخراج مطالب نو كه در اين تفسر فراوان است، يكى از ضروريات حوزههاى علمى شيعه است. تا دستكم بهعنوان يك دانشنمد اسلامى بتوانيم او را به دنياى اسلام عرضه كنيم كه اين كار تاكنون نشده است.
يكى از نويسندگان مصرى در مجله الرسالة كه از سوى مجمع التقريب منتشر مىشد، بحثى پيرامون تفسير الميزان دارد. در آنجا از اين تفسير، بسيار تعريف كرده است، ولى مىنويسد: