اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٠٢ - ترجمه الادب الوجيز للولد الصغير
(٢) اى پسر! اول چيزى از آداب من، و قبول قول و حفظ وصيت من، كه ترا در اكتساب و ادخار آن عنايت بىريبت و رغبت صادق ميبايد داشت، و در تتبع و طلب آن بغايت وسع و مقدرت رسيد، آنست كه در كار خداى تعالى اجتهاد نمائى، و مراقبت جانب و ايثار حق و ترجيح رضاى او بر همه چيز [ى] لازم دانى، چنانكه گفتهاند: ليكن اللّه اوّل كلّ شىء و آخره و باطن كلّ شىء و ظاهره.
بيت:
خاك او باش و پادشاهى كن [٤ پ]
آن او باش و هرچه خواهى كن
[تا] خرد را در دل خويش راسخ گردانى، و خداى ترسى را ملكه و شعار خويش سازى، كه رنج امروز بسبب راحت فردا اندك باشد، و مشقت عاجل در طلب آسايش آجل بنزديك ارباب خرد قدرى ندارد، و كلفت فانى بتوقع نعيم باقى در چشم صاحب فطنت حقير نمايد، و هر كه از خداى تعالى بترسد، و تقوى را كار بندد، از عوارض و آفات محفوظ و محروس[١] ماند، و از حوادث و بليات آمن و مصون باشد.
شعر
بنده خاص ملك باش كه با داغ ملك
روزها ايمنى از شحنه و شبها ز عسس
[١]خ: محروس و محفوظ.