اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٦٩ - من كلام الحكماء و الدعاة
(٢٢) لابدّ لك ان تشغل نفسك بلذّة، فليكن فى محادثة العلماء.
ترجمه: اگر لابد خواهيد كه نفس خود را بلذتى مشغول كنيد[١]، بايد كه آن لذت در حديث گفتن با عالمان باشد.
(٢٣) استظهر على من دونك بالفضل، و على نظرائك بالانصاف، و على من فوقك بالاجلال[٢]! و واظب على مخالطة ذوى الفضائل، تاخذ بوثائق الامور و ازمّة التّدبير. ترجمه: يارى خواه بر كسى كه از تو فروتر بود بفضل، و بر همسران بانصاف، و بر كسانى كه زير دست تو باشند[٣] ببزرگ داشتن ايشان. و پيوسته مخالطت با اهل فضل كن، تا كارها استوار كرده باشى، و تمسك بتدبير تمام بجاى آورده.
(٢٤) اذا اردت ان تعرف طبقتك من النّاس فانظر الى من تحبّه بغير علّة. ترجمه: چون خواهى كه بدانى كه از [كدام] طبقهاى در ميان مردم، بنگر تا كدام طبقه[٤] را بىسببى و علتى دوستتر دارى.
(٢٥) المرآة المجلوّة ترى صورة الوجه، و المجاورة الحسنة تظهر صورة النفس. ترجمه: آيينه زنگ زدوده روى نيكو بنمايد[٥]، و مجاورت[٦] نيك مردان صورت نفس بنمايد.
(٢٦) لا تجالس الّا من يتحفّظ عليك و تستحيى منه. ترجمه:
مجالست مكن مگر با كسى كه از كار تو غافل نباشد و تو ازو شرم دارى.
[١]اصل: خواهند ... كنند.
[٢]اصل: الاخلال.
[٣]اصل: باشد.
[٤]اصل: صفت.
[٥]اصل: ننمايد.
[٦]اصل: محاورت.