اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٣٩ - الباب الحادى و الثلثون فى الشجاعة و النجدة و ثبات القدم
را گفت: چون محاربت دشمنان روى دهد، مردمان خود را بنامهاى نيكوتر خوانيد! كه من مردى را ديدم در حرب «دارا» كه شمشير كوتاه در دست داشت، گفتم: اى سوار! چرا شمشير تو كوتاهست؟! گفت: اگر شمشير من كوتاهست، همت من دراز است، و نشاط بر آنچه ملك فرمايد. پس حمله برد، و اثرى عظيم بكرد، و نكايتى تمام با دشمنان نمود. ديگرى را ديدم نام او «آندرئيا [١]» بزبان يونانى يعنى: شجاع، گفتم: اى شجاع، چون نام خود باش! حمله بر دشمن برد[٢]، و گفت: منم شجاع چون نام خود، و نكايتى كرد چنانكه صف دشمن بدريد. مردى ديگر كوتاه ديدم، كه او را «يوز» خواندندى، گفتم: اى يوز! دليرى خود بر ياران ظاهر كن! از جاى خود برآمد، و حمله برد[٣]، و نكايتى تمام بكرد.
پس اصحاب فتح و اسباب نصرت اين سه شخص بودند.
و مانند اينست آنچه معويه گفت: تا كه در صفين هزيمت ميشدم، چون اين سه بيت در خاطر من آمد، ثبات كردم تا كار بحكمين رسيد.
شعر:
ابت لى عفّتى و ابى بلائى
و اخذى الحمد بالثّمن الرّبيح
و اقدامى على المكروه نفسى
و ضربى هامة البطل المشيح
[١]اصل: اندنيا.
[٢]اصل: رد.
[٣]اصل: بزد.