اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٦٣ - الباب الخامس و العشرون فى الحلم و العفو و كظم الغيظ
و هو يقدر على انفاذه، ملاء اللّه قلبه امنا و ايمانا. ترجمه: خدا هيچكس را بجهل عزيز نكرده است، و بحلم خوار نكرده است. هر كه خشمى كه بتواند راند فرو خورد، خدا دل او پر ايمنى و ايمان گرداند.
(١٠) العفو لا يزيد العبد الّا عزّا، فاعفوا! يعزّكم اللّه[١]. ترجمه:
عفو نيفزايد بنده را الا عزت، پس عفو كنيد! كه خدا شما را عزيز گرداند.
(١١) ثلث من لم تكن فيه واحدة، فلا يعتدّنّ بشيىء من عمله:
تقوى يحجزه عن معاصى اللّه، و حلم يكفّ به السّفه[٢]، و خلق يعيش به فى النّاس. ترجمه: هر كه يكى از سه چيز درو موجود نبود بايد كه هيچ عمل خود را در حساب نياورد: پرهيزكارى كه بدان از معاصى باز ايستد، و حلمى كه سفاهت را از خود باز دارد، و خلقى نيكو كه بآن در ميان [مردم] زندگانى كند.
(١٢) من دعا على من ظلمه، فقد انتصر. يا معشر الموحّدين! انّ اللّه عفا عنكم، فليعف بعضكم عن بعض! ترجمه: هر كه بر ظالم خود دعا كند، داد خود بستده باشد. اى جماعت موحدان! خدا از شما عفو ميكند، شما از يكديگر عفو كنيد!
(١٣) الحلم عزّ، و الحكمة كنز. الحليم من غفر العظيم. الحلم فدام السّفيه «٢» «٣». ترجمه: حلم عزى بود، و حكمت گنجى، حليم كسى بود كه
[١]مجموعه ورام ص ١١٣.
[٢]اصل: السفيه.
[٣]نهج البلاغه ٣:
٢٠٠: العلم ...