اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢١٦ - من كلام الحكماء و الدعاة
بالكبر كافوه بالغدر. ترجمه: تمام خيانتى باشد كه امين خاينان باشى.
هر كه با برادران مكر كند بغدرش مكافات كنند.
(٢٦) ما عرضت الانصاف على رجل فقبله الّا هبته، و لا اباه الّا طمعت فيه. ترجمه: انصاف بر هيچكس عرضه نكردم، كه او آنرا قبول نكرد، الا كه ازو بترسيدم و اگر قبول نكرد، درو طمع كردم.
(٢٧) الخائن خائف، لا امانة لبخيل، من استكفى الامناء ربح التّهمة. ترجمه: خاين ترسنده باشد، بخيل امين نبود. هر كه از امينان كفايت خواهد از تهمت برهد.
(٢٨) اطول النّاس نصيبا: الحريص اذا طمع، و الحقود اذا منع.
ترجمه: دراز رنجترين مردمان: حريص بود چون طمع كند، و حقود بود چون از مطلوب منع كنند.
(٢٩) شرّ المال ما لزمك اثم مكسبه، و حرمت لذّة انفاقه.
ترجمه: بدترين مالها مالى بود كه بزه كسب تو را بود، و لذت انفاق ديگران را.
(٣٠) الانصاف راحة، و الالحاح قحة، و الصحّة بضاعة، و الخيانة وضاعة، و الحرص مفقرة، و الدّنائة محقرة، و البخل غلّ، و الفقر ذلّ، و السّخاء قربة، و اللّوم غربة، و الادب رياسة، و الحزم كياسة.
ترجمه: انصاف راحت آرد، و الحاح بىشرمى، و تندرستى بضاعتى بود، و خيانت