اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٠٢ - من كلام الحكماء و الدعاة
و انّ الغنى من اهل الشّرف و التكرّم، و انّه يستعمل المشاورة كفّ عن محاربته و عن الطّمع فى[١] مملكته[٢]. ترجمه: يكى از پادشاهان چون خواستى كه بمحاربت پادشاه ديگر شود، كسى را بفرستادى تا تفحص اخبار او و اخبار رعيت او بكند پيش از محاربت، و از سه كار بحث و تصرف فرمودى:
يكى آنكه اخبار رعيت باو چگونه آنها ميكنند: براستى [و] حقيقت يا بدروغ و تلبيس او را ميفريبند، و چنانكه ميخواهند بسمع او ميرسانند[٣]، و ديگرى از آنكه توانگرى با كدام صنف است از حاشيه و خدم او: با اهل شرف و بزرگى يا با فرومايگان و ناكسان، و سيوم آنكه مشاوره استعمال ميكنند در كارها [يا اينكه كارها را بخواهش و هواى خود ميگذراند. پس اگر بگويند كه] كارها و خبرها باو ميرسانند براستى بىتزوير و تلبيس، و اهل شرف و كرم از حواشى و خدم توانگرانست، و كارها بر اقتضاى مشاوره عاقلان ميكند دست از محاربت و منازعت او بداشتى و در ملك طمع نكردى.
شعر:
و البيت[٤] لا يبتنى الّا له عمد
و لا عماد اذا لم ترس[٥] او تاد
فان[٦] تجمّع اوتاد و اعمدة
و ساكن بلغوا الامر الّذى كادوا[٧]
[١]اصل: عن.
[٢]الحكمة الخالده ص ١٨٧.
[٣]اصل: ميرساند.
[٤]اصل: البيت.
[٥]امالى: ترس.
[٦]اصل: وان.
[٧]اصل: كار.