اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٨٢ - الباب السادس و الثلثون فى خصائل السادات و صفات اهل الخير
(٣) من بذل معروفه، و كفّ اذاه، فذلك السّيّد. ترجمه: هركه نيكويى كند، و مال بذل كند، و رنج باز دارد، مهتر و سيد او باشد.
(٤) من عامل النّاس فلم يظلمهم، و حدّثهم، فلم يكذبهم، و وعدهم فلم يخلفهم فهو ممّن كملت مروّته، و ظهرت عدالته، و وجبت اخوّته، و حرمت غيبته. ترجمه: هر كه با مردمان معامله كند و در معامله ظلم نكند، و حديث كند و دروغ نگويد، و با ايشان وعده كند و خلاف نكند از جمله كسانى بود كه مروت ايشان تمام بود، و عدالت او ظاهر، و اخوت او واجب، و غيبتش حرام.
(٥) انّ اللّه يسأل العبد عن جاهه، كما يسأله عن ماله و عمره، فيقول: جعلت لك جاها فهلّا نصرت به مظلوما، او قمعت به ظالما، او اعنت به مكروبا. ترجمه: خداى بنده را از جاه بپرسد چنانكه از مال و از عمر، گويد تو را جاه دادم چرا بدان مظلومى را نصرت نكردى، يا ظالمى را دفع نكردى، يا اندوهگينى را يارى ندادى.
(٦) خصّصنا بخمس: فصاحة، [و صباحة]، و سماحة، و نجدة، و حظوة عند النّساء. ترجمه: ما را يعنى بنى هاشم را به پنج چيز مخصوص كردهاند: فصاحت، و نيكورويى، و جوانمردى، و شجاعت، و بهرهمندى از زنان.
(٧) انّما يستحقّ السّيادة من لا يصانع[١] و لا يخادع و لا
[١]اصل: يضائع.