اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٦٥ - من كلام الحكماء و الدعاة
ان لم يحرقك من شرار ناره علّقك من نتنه. ترجمه: مثل همنشين نيك مثل عطار بود، اگر تو را عطر ندهد بوى خوش او بتو بازگيرد. و مثل همنشين بد مثل آهنگر بود، اگر آتش او تو را نسوزد بوى ناخوش [او] در تو گيرد.
(٥) اطلبوا الفضل عند الرّحماء من امّتى، تعيشوا فى اكنافهم.
ترجمه: فضل از رحيمان امت من طلبيد، تا در پناه ايشان زندگانى كنيد.
(٦) اذا احبّ اللّه عبدا، القى محبّته فى الماء، فلا يشربه احد الّا احبّه. و اذا ابغض عبدا، القى بغضه فى الماء، فلا يشربه احد الّا ابغضه. ترجمه: چون خداى بندهاى را دوست دارد، دوستى او در آب اندازد، هيچكس آب نخورد الا كه او را دوست دارد. و چون بندهاى را دشمن دارد، دشمنى او در آب افكند، هيچكس آب نخورد الا كه او را دشمن دارد.
(٧) احبّ للنّاس[١] ما تحبّ لنفسك تكن مؤمنا، و احسن مجاورة من جاورك تكن مسلما! ترجمه: بمردمان آن خواه كه بخود خواهى تا مؤمن باشى، و با كسى كه در جوار تو باشد نيكويى كن تا مسلمان باشى!
(٨) التمس الجار قبل شراء الدّار، و الرّفيق قبل الطّريق. ترجمه:
اول همسايه طلب كن بعد از آن سراى بخر، و اول همراه طلب كن پس راه پيش گير.
[١]اصل: الناس.