اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٣٤ - الباب الثانى و العشرون فى فوائد الصمت و حفظ اللسان
المرء مخبوء تحت لسانه. ترجمه: زبان عاقل در پس دل او بود، و دل احمق در پس زبان او. مرد در زير زبان پوشيده باشد، تا سخن نگويد او را نشناسند.
(٢٥) الكلام فى وثاقك ما لم تتكلّم به، فاذا تكلّمت به صرت فى وثاقه[١]. ترجمه: سخن در بند تو باشد تا نگفته باشى، چون بگفتى تو در بند او باشد.
(٢٦) من كثر كلامه كثر خطؤه، و من كثر خطؤه قلّ حياؤه، و من قلّ حياؤه قلّ ورعه، و من قلّ ورعه مات قلبه، و من مات قلبه دخل النّار[٢]. ترجمه: هر كه سخن او بسيار بود خطاى او بسيار بود، و هر كه خطاى او بسيار بود شرم او اندك باشد، و هر كه شرم او اندك باشد ورع و پرهيزكارى او اندك بود، و چون چنين بود دلش بميرد، و هر كه دلش بميرد بدوزخ شود.
(٢٧) من علم انّ كلامه من عمله، قلّ كلامه الّا فيما يعنيه.
ترجمه: هر كه داند كه سخن او از اعمال اوست، كم گويد مگر آنچه او را بكار آيد.
(٢٨) صمت كاف خير من كلام شاف. ترجمه: خاموشى كفاف كننده بهتر از سخن شفادهنده.
(٢٩) اذا تمّ العقل نقص الكلام. لا خير فى الصّمت عن الحكمة[٣]، كما لا خير فى القول مع الجهل. ترجمه: چون عقل تمام باشد سخنش اندك
[١]نهج: ٢٤٦.
[٢]نهج ٣: ٢٣٥.
[٣]اصل: الحكم.