اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٢٠ - من كلام الحكماء و الدعاة
الكذوب. ترجمه: بدبار گيريست مرد را لفظ «زعموا» يعنى: «چنين گفتند»، و حواله با ديگران كند. بزرگترين خطاهاى زبان دروغ بود.
(١١) كبرت الخيانة ان تحدّث اخاك بما هو لك مصدّق و انت له كاذب[١]! ترجمه: تمام و بزرگ خيانتى باشد كه با برادر خود حديثى [گويى] كه او تو را باور ميدارد و تو با او دروغ ميگويى!
(١٢) ايّاكم و الكذب! فانّه مع الفجور، و هما فى النّار.
الكذب باب من ابواب النّفاق[٢]. ترجمه: از دروغ بپرهيزيد! كه دروغ با نابكارى بود در دوزخ. دروغ درى است از درهاى نفاق.
(١٣) لا يزال العبد يكذّب، و يتحرّى الكذب، حتّى يكتب عند اللّه كذّابا[٣]. ترجمه: بنده دروغ ميگويد و دروغ ميگزيند، تا بآنجا رسد كه او را بنزديك خدا «كذاب» گويند، يعنى دروغ او را ملكه شود، آنگاه از آن باز نتواند ايستاد.
(١٤) الكذب ينقص الرّزق. ويل للّذى يحدّث فيكذب ليضحك به القوم، ويل له، ويل له[١]! ترجمه: دروغ روزى بكاهاند، واى بر آنكه حديث دروغ ميگويد، تا قومى را بخنده آورد، واى برو، واى برو!
[١]مجموعه ورام ص ١٠٢: كبرت خيانة ان تحدث اخاك حديثا هو لك مصدق و انت به كاذب.
[٢]همانجا.
[٣]مجموعه ورام ص ١٠٢.