اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٨٧ - من كلام الحكماء و الدعاة
با كشتى آييد! ايشان چون در جزيره شوند سنگهاى منقش[١] و شكوفههاى آراسته يابند، ايشان را خوش آيد، و بدان شيفته شوند، در طلب آن بروند، تا از كشتى دور افتند، و مقصد و راه فراموش كنند، و مشغول شوند، تا كشتى برود. پس شيران قصد ايشان كنند، تا ايشان را هلاك كنند، و ماران ايشان را بگزند، نه سنگ ازيشان چيزى باز دارد، و نه شكوفه! پس چنان شوند كه خداى تعالى فرموده است:
مال او ازو باز نداشت چيزى، و از زبان اهل شقاوت ميگويد: مال من از من باز نداشت، حجت من از دست من بشد.
(٣٤) لا تتوهّمنّ: انّ تفريق الاموال فى وجوه المنافع خسران، بل الخسران امساكها عنها. ترجمه: گمان مبر كه متفرق كردن مالها در وجوه منافع زيان بود، بل زيان بازداشتن مال بود از منافع.
شعر:
و ما المال و الاهلون الّا وديعة
و لا بدّ يوما ان تردّ الودائع
قد يجمع المال غير آكله
و ياكل المال غير من جمعا
لا تحقرنّ الفقير علّك ان
تركع يوما و الدّهر قد رفعه
و اقبل من الدّهر ما اتاك به
من قرّ عينا لعيشه نفعه
[١]اصل: بنفش.