اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٠٨ - الباب الحادى عشر فى الرضا و التسليم
رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ، فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ.
ترجمه: چون مؤمنان بديدند لشكرها را گفتند: اينست كه خدا و رسول ما را وعده داده است، و راست گفت خدا و رسول، و وعده بر است كردند. و نيفزود ايشان را الا ايمان و تسليم. از مؤمنان مردانى هستند كه عهدى كه با خدا كردهاند باتمام ميرسانند: بعضى از ايشان درگذشتهاند، و بعضى منتظر فرمان حق نشسته.
(٥)رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ. ترجمه: در صفت مؤمنان بچند موضع آمده است كه: هم خدا ازيشان خشنود باشد، و هم ايشان از تقدير او راضى.
(٦) سأل عليه السّلام طائفة من اصحابه: ما انتم؟ فقالوا:
مؤمنون. فقال: ما علامة ايمانكم؟ فقالوا: نصبر على البلاء و نشكر عند الرّضاء، و نرضى بمواضع القضاء. فقال: مؤمنون و ربّ الكعبة.
ترجمه: پيمبر پرسيد از قومى از اصحاب خود كه: شما چيستيد؟ گفتند: مؤمنانيم گفت: نشان ايمان شما چيست؟ گفتند: بر بلا صبر كنيم، و در آسانى شكر كنيم، و بمواضع قضا راضى باشيم. گفت: مؤمنانيد بخداى كعبه.
(٧) من لم يصبر على بلائى، و لم يشكر لنعمائى، و لم يرض بقضائى فليطلب ربّا سواى. ترجمه: خدا ميگويد: هر كه بر بلاى من و بر آزمايش من صبر نكند. و شكر نعمت من نگذارد، و بقضاى من راضى نشود بايد كه غير من خدايى طلبد.