فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٥٠ - يادداشت توضيحى در اين تعريف از واژۀ دولت
مىتواند اقدامات ديگرى احراز كند كه طبق مفاد منشور، تجاوز به شمار مىرود.
ماده پنجم:
الف - هيچ ملاحظهاى، با ماهيت سياسى، اقتصادى، نظامى و غيره نمىتواند توجيه كننده تجاوز باشد.
ب - جنگ تجاوزكارانه، جنايتى عليه صلح بينالمللى است. تجاوز موجب مسؤوليت بينالمللى مىشود.
ج - هيچ گونه تصرف ارضى يا امتياز ويژه ناشى از تجاوز، قانونى شناخته نشده و نخواهد شد.
ماده ششم:
در اين تعريف هيچ نكتهاى نبايد چنان تفسير شود كه دامنهمنشور از جمله مقررات مربوط به كاربرد قانونى زور را گسترش دهد يا محدود كند.
ماده هفتم:
به حق ملتها، بويژه ملتهاى زيرسلطه رژيمهاى استعمارى نژادپرست ياديگر شكلهاى تسلط بيگانه، كه به زور از حق تعيين سرنوشت، آزادى و استقلال، ناشى از منشور، محروم شدهاند و اعلاميه اصول حقوق بينالملل مربوط به روابط دوستانه و همكارى ميان ملتها طبق منشور ملل متحد، به آن اشاره كردهاست، و نيز به حق اين ملتها براى مبارزه درراه رسيدن به آن هدفها، ودرخواست ودريافت پشتيبانى طبق اصول منشور ملل متحد مطابق با اعلاميه بالا، هيچ نكتهاى در اين تعريف و بويژه ماده سوم، نبايد لطمهاى وارد آورد.
ماده هشتم:
مقررات بالا در تفسير و اجرا پيوند دارند و هريك از آنها بايد در چارچوب ديگر مقررات تفسير شود.
چشم انداز قطعنامهتعريف تجاوز ( [١] ٩٧٤ م.) به طورى كه از مقدمهآن به دست مىآيد آن است كه جلوگيرى از تجاوز به آن معنى كه در قطعنامه آمده است مىتواند عامل استقرار امنيت و مانع از بروز جنگهاى تجاوزكارانه باشد، چنانكه برداشت كلى از منشور ملل متحد نيز همين معنى است، در حالى كه غير از تجاوز عوامل ديگرى نيز وجود دارد كه هركدام به نوبه خود تهديد كننده امنيت بينالمللى و زمينهساز جنگهاى تجاوزكارانه مىباشد.١
اسلام براى تضمين امنيت پايدار، ريشه كن نمودن ستمگرى و ستمپذيرى را شرط
[١] . براى ارزيابى بيشتر تعريف تجاوز، رك: همين قلم، همين مجموعه، ج ٣، ص ٤١١.