فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٩٤ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
اصل دوازدهم، عطوفت و مهرورزى:
رابطه مديريت و نيروها از حد برادرى فراتر و رقيقتر و عاطفىتر است چون مسؤول، خود را پدر نسبت به نيروهاى خويش مىبيند و به آنها عشق مىورزد، و لغزشها و خطاهاى نيروها هرگز وى را از مهر پدرى باز نمىدارد. (وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ اَلْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اِسْتَغْفِرْ لَهُمْ). [١]
اصل سيزدهم، مسؤوليت خواستن:
با حاكميت قانون و اصول ناگزير اشخاص و شخصيتها با معيارهاى قانونى سنجيده مىشوند و نظامها نه بر اساس اشخاص بلكه بر اساس اصول ارزيابى مىشوند و از همه، مسؤوليت خواسته مىشود
[٣] ">«فارفع الى حسابك و اعلم ان حساب الله اعظم من حساب الناس».
[٢]اصل چهاردهم، مراعات معيارهاى گزينش:
در مناسبات ادارى و گزينشها بايد، ضوابط حاكم باشد نه روابط و از اين رو مشكلترين مسأله در مديريتها گزينش مسؤولان لايق و متعهد بر اساس ضوابط صحيح است
«ثم انظر فى امور عمالك فاستعلهم اختيار او لا قولهم محابا و واشره فانهم جماع من شب الجور والخيانه»
٣و در اين ميان مهمترين معيار كاردانى و امانت است
«و لا تقبلن فى استعمال عمالك و امرائك شفاعة احدٍ الّا شفاعة الكفائة و الامانة».
[٤]اصل پانزدهم، اسوه بودن:
مديران بايد تجسّم عينى ارزشها و خصايص نيروهاىزبده و كارآمد باشند تا از آنها الگو ساخته شود و براى ساير نيروها اسوه باشند
«اقنع من نفسى بان يقال: «هذا اميرالمؤمنين» «و لا اشاركهم فى مكاره الدهر او اكون اسوه لهم فى جشوبه العيش»
. [٥]مبحث سيزدهم: مسؤوليتها و ضوابط ارتقا
در انديشه اسلامى بى گمان ملاك بالا آمدن در سطوح مختلف نظام ادارى و مراتب مديريت علم و كاردانى است در هر تشكيلاتى صاحبان ايمان و علم بايد دررأس امور قراربگيرند و اين خواست خداونداست كه (اَلَّذِينَ آمَنُوا) و (اَلَّذِينَ أُوتُوا اَلْعِلْمَ) را بالا ببرد و
[١] . آل عمران، آيه ١٥٩.
[٢] . نهج البلاغه، نامه ٤٠.
[٣] . همان، نامه ٥٣.
[٤] . همان، نامه ٥٣.
[٥] . رك: نهج البلاغه، نامه ٤٥.