فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧١ - فصل دوم منابع فقهى حقوق عمومى
بيهوده بودن به دور باشد، فقها نص شرعى را حمل بر ارشاد و امضاء حكم عقل مىنمايند.
حالت سوم آن است كه عقل به طور قطعى به شناخت يك قاعده حقوقى الزامآور برسد و در نص، كتاب و سنت وجود نداشته باشد و اين همان صورتى است كه در فرض «ب» مورد بحث قرار داديم.
نكتهاى كه در اينجا قابل بررسى است اين است كه اين موارد چرا در كتاب و سنت مسكوت گذارده شده؟ در اينجا چند احتمال وجود دارد:
[١] . چنين مواردى از احكام الهى بوده، ولى در كتاب و سنت بيان نشده چون عقل توان رسيدن به آن موارد را داشته است و شرع، كشف آنها را به عقل واگذار نموده است.
مانند: علوم و شناخت قوانين حاكم بر جهان آفرينش كه قسمتى را كتاب و سنت بيان كرده و بخشى را به كشف و شناخت عقل بشرى واگذار نموده است.
[٢] . با وجود اينكه از احكام الهى بوده، در كتاب و سنت نيامده و فراموش شده و يا مهمل گذارده شده است، ولى اين احتمال نمىتواند مفروض باشد. زيرا حكمت خدا و اتقان شريعت كه مقتضاى اعتقاد به خدا و وحى است آن را مردود مىشمارد و با سنت نيز سازگار نيست١.
٣. اصولاً چنين مواردى، حكمى از جانب خدا ندارد و بدان جهت در كتاب و سنت مسكوت مانده كه آزادى انسان را در بخشى از زندگىاش تأمين كند و بتواند در آن بخش بدون گردن نهادن به قانون مشخصى به اختيار خويش زندگى كند و الزامى در آن نداشته باشد.
اين مطلب را مىتوان از سنت استفاده كرد، چنانكه در
نهجالبلاغه
از على (ع) آمده است:
«ان الله سكت لكم عن اشياء و لم يدعها نسياناً فلا تتكلفوها»
٢(خداوند به نفع شما در مواردى سكوت كرده و حكم الزامى بر شما معين نكرده است، اما نه به خاطر آنكه فراموش كرده، بلكه براى آسان نمودن زندگى بنابراين شما خود را به زحمت نياندازيد و به دنبال تكليفى كه خدا نگفته نرويد).
[١] . همان. و فرموده پيامبر (ص) در حجةالوداع: «ايهاالناس ما من شىء يقربكم الى الله و قد امرتكم و ما من شىء يبعدكم عن الله الا و قد نهيتكم عنه».
[٢] . رك: نهجالبلاغه، كلمات قصار، ١٠٥.