فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٠٤ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
مىشدهاند.
عمدهترين نقطه عطفها و تحولات اساسى در تاريخ زندگى انسانها وقتى رخ داده است كه انسان از پوسته خود محورى و تكروى و خودكامگى بيرون آمده و از جمع و فكر جمعى، حركت را آغاز نموده است.
با توجه به شيوه اسلام در امضاى سنتهاى مثبت و سازنده اقوام و ملل و تأكيد بر حفظ مقررات و ضوابط عرفى مفيد و خلاق كه در احكام امضايى اسلام به وضوح ديده مىشود جاى تعجب نيست كه اين آيين فطرى در مورد اصل شورا نيز شيوه عقلا و آيين عرف را پذيرفته و برآن صحه نهاده است. ونيز ماهيت حكومت اسلامى كه وابسته به گروه و طبقه خاصى نيست و امانتى الهى و مردمى در دست صالحان و متقيان است، هرگز با استبداد و خود كامگى سازگار نيست واز اين رو خود زمينه مشاركت همه قشرهاى مردمى را در تمام مراحل تصميم گيريهاى سياسى وسرنوشت ساز فراهم مىآورد و از آنجا كه هدف نظام سياسى اسلام كه رشد دادن انسان در حركت تكاملى و رسيدن به قسط و عدل در تمامى ابعاد زندگى است، جز از طريق مشاركت فعال و گسترده تمامى عناصر اجتماع در روند تحول جامعه سياسى نمىتواند تحقق يابد، اصل شورا براى حكومت اسلامى نهادى اجتناب ناپذير خواهد بود.
در منابع اسلامى (كتاب وسنت) اصل شورا به عنوان شيوهاى اجتناب ناپذير در مديريت جامعه سياسى اسلام پذيرفته شده و بر آن تأكيد گرديده است.
قرآن يكبار در زمينه تبيين خصايص مؤمنين و رهروان راه مكتب، اصل شورا را به عنوان يك خصيصه جوشيده از ايمان و جامعه اسلامى معرفى مىكند:
(وَ اَلَّذِينَ اِسْتَجٰابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقٰامُوا اَلصَّلاٰةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورىٰ بَيْنَهُمْ وَ مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ يُنْفِقُونَ ^ وَ اَلَّذِينَ إِذٰا أَصٰابَهُمُ اَلْبَغْيُ هُمْ يَنْتَصِرُونَ)١.
(افراد شايسته با ايمان كسانى هستند كه نداى پروردگارشان را اجابت نموده وپرستش خدا را به پاى داشته و امورشان را بين خود به شور مىگذارند و با شورا حلوفصل مىكنند و از آنچه كه به آنها روزى دادهايم انفاق مىنمايند و كسانى هستند كه به هنگام تجاوز به يارى همديگر مىشتابند).
[١] . شورا، آيه ٣٨-٣٩.