فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٧٦ - ب - ضرورتهاى عقلايى
عقلايى) نياز به بحث فلسفى قابل مناقشهاى دارد كه ما ناگزير در اينجا بايد از تعرض به آن خوددارى نماييم و فقط به ذكر اين نكته بسنده كنيم كه ضرورتهاى عقلى، الزاماً منحصر در عقل عملى نيست تا با ضرورتهاى عقلايى و عرف يكسان محسوب شود بلكه ضرورتهاى عقلى مىتواند از امور نشأت گرفته از عقل نظرى باشد كه در قلمرو نظرى قرار دارد.
در هر حال مشروعيت و حجيّت تبعيت از ضرورتهاى عقلايى صرفنظر از آنكه برخواسته از عقل به معنى عملى باشد اصولاً ادله حجيت سيره عملى و بناء عقلا كه در علم اصول بيان شده شامل اين نوع امور حسبى نيز مىگردد.
افزون بر اين مىتوان از آيه: (وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ اَلْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مٰا تَوَلّٰى)١ لزوم پيروى از راه و رسم زندگى عقلايى مؤمنان را استفاده نمود، بنابراين كه سبيلالمؤمنين به طور مطلق همه راه و رسمها و آيين زندگى را شامل گردد و مفاد آيه پايدارى در عرف و عادت جامعهاى كه به مقتضاى ايمان شكل مىگيرد باشد. در اين صورت قواعد عرفى، مقبول چنين جامعهاى به منزله احكام الهى تلقى شده و التزامات عقلايى در عرف جامعه مؤمنان در مورد امور عمومى كه بخشى از امور حسبى مىباشد لازم الاتباع خواهد بود.
در تفسير آيه مزبور احتمالات ديگرى نيز وجود دارد كه بنابر آنها امكان بهرهگيرى از آيه در موضوع بحث ما خالى از اشكال نخواهد بود.
يكى از اين دو احتمال آن است كه سبيل مؤمنان اشاره به مفاد صدر آيه دارد كه (وَ مَنْ يُشٰاقِقِ اَلرَّسُولَ) آن را ايهام مىكند. بر اساس اين احتمال راه مؤمنان همان پيروى مطلق از پيامبر (ص) و عدم مناقشه و اجتناب از هر نوع شقاق و اختلاف و ناهماهنگى با تصميمات وى است كه بايد همه نسبت به اين سيره و سبيل، پايبند و وفادار باشند.
احتمال ديگر آن است كه سبيل مؤمنان عبارت از راه و رسمى است كه پيامبر اكرم (ص) توسط وحى و قوانين و مقررات الهى آن را ترسيم نموده است و هر گونه تجاوز از اين مرز و پيروى از راهى جز اين راه موجب انحراف و خشم الهى مىگردد.
پر واضح است كه بنابر اين دو تفسير، مفاد آيه ارتباطى با روش عقلائى و عرف نخواهد داشت لكن از آنجا كه مبناى انعقاد سبيل مؤمنان ضرورت عقلى مبنى بر لزوم
[١] . نساء، آيه ١١٥.