فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٧٨ - در دوران قبل از پيروزى انقلاب اسلامى ايران
فراهم سازد.
براى رژيم پهلوى، غرب كه توانسته بود با توسعه يافتگى مشكلات ماليه عمومى خود را حاصل نمايد تنها اميد بود كه چاره كار را از الگوهاى غربى بطلبد و بدون توجه به ويژگيهاى جامعه ايرانى و سابقه تاريخى كشور و اوضاع اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى خاص حاكم بر آن الگوهاى وارداتى را توسط مستشاران و غرب زدگان فريب خورده پذيرا باشد و نبض ماليه عمومى كشور را به بيگانگان بسپارد و «مسيونوز» بلژيكى و يا «ميليسپو» آمريكايى خط مشى اقتصاد ملى و دخل و خرجهاى دولت را تعيين نمايند.
با همان سنگ زيربناى بودجه عمومى كشور كه از آغاز مشروطيت با تلفيق چند فقره قوانين ماليه عمومى فرانسه توسط صنيع الدوله تهيه و در سال ١٢٨٩ در مجلس شوراى ملى تصويب گرديد در دوران مشروطه پهلوى نيز در اشكال مختلف از الگوهاى غربى شبيه سازى به عمل آمد و هيچ گاه منافع ملى و مصالح اقتصاد كلان كشور منظور نگرديد.
هر چند تصويب قانون محاسبات عمومى توسط مجلس شوراى ملى راه را براى نوعى نظارت مجلس بر عملكرد دولت در درآمدهاى عمومى و هزينههاى دولتى باز نمود لكن با آمدن مورگان شوستر و دستياران او از آمريكا و تصدى سمت خزانهدارى كل و اداره امور ماليه عمومى كشور همه انتظارها براى حفظ منافع ملى و مصالح اقتصادى كشور بباد رفته بود و ته مانده آن چيزى جز وابستگى نبود.
دكتر ميليسپو آمريكايى كه مدت پنج سال امور مالى ايران را بر عهده داشت در خاطرات خود نوشت: «در زمان ورود من به ايران، گمركات كشور در اختيار بلژيكيها، امور نظميه با سوئديها و انستيتو پاستور در دست فرانسويها بود كارشناسان حقوقى فرانسه تنظيم قوانين را بر عهده داشته و آلمانيها بر جنگلها و هنديها بر چايكارى گماشته شده بودند».
با گسترش درآمد حاصل از استخراج و فروش نفت خام كه خود توسط شركتهاى انحصارى بيگانه صورت مىگرفت، وابستگى دو جانبه جديدى را در ايجاد موازنه صورى بين درآمدها و هزينههاى دولت بوجود آورد و دولت را سخت به درآمدهاى نفتى وابسته و در نهايت به تصميم گيريهاى بيگانگان در خارج از مرزهاى كشور متكى نمود.