فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٨٢ - فصل اول تاريخ نظام ادارى در اسلام
٥. نظام ادارى دموكراتيك كه درآن قدرت از اراده و آراء عمومى اعضاء سازمان نشات مىگيرد و مدير به اتكاء رأى مجموعه تشكيل دهنده سازمان، از قدرت و نفوذ برخوردار مىگردد.
دراين نوع نظام ادارى نيز مشكلاتى بوجود خواهد آمد كه مشروعيت آن را بزير سئوال خواهد كشيد، از آنجمله مىتوان به كيفيت انتخابات و حق تضييع شده اقليت و بالاخره عدم تداوم اكثريت در تمامى دوران نظام ادارى اشاره نمود.
٦. مديريت دولتى كه قدرت خود را از سلسه مراتب دولتى كسب مىكند و در حقيقت بايد آن را مديريت قانون ناميد. زيرا دولت نيز به اتكاء قانون چنين قدرتى را به مدير و فرمانده تفويض مىكند.
ازآنجا كه قدرت دولت نيز خود معمولاً از اراده و رأى اكثريت مردم ناشى مىشود، سرانجام اين مديريت همان خواهد بود كه در مديريت دموكراتيك گفته شد.
٧. مديريت شخصى كه منشأ قدرت و نفوذ آن درسازمان خلاقيت و ابتكار شخص مدير است كه مديريت «كاريزماتيك» ناميده مىشود.
٨. نظام ادارى اسلامى كه قدرت درآن از دو ريشه نشأت مىگيرد و داراى دو خصيصه نيز مىباشد.
الف - رأى و اراده كسانى كه مجموعه، گروه و تشكيلات را براى اهداف مورد نظر بوجود آورده و حركت مىكنند (جعل من الناس).
ب - خواست و حاكميت الهى كه مديريت در قوس نزولى آن دريكى از سلسله مراتب آن قرار مىگيرد (حبل من الله).
خصيصه اول رهبرى به معنى تبلور شخصيت و اراده جمعى است، در كلام وعمل رهبر. و خصيصه دوم هدايت معنوى و رشد دادن به استعدادها و ايجاد حركت مداوم در افراد وجامعه (مديريت و فرماندهى مكتبى).
معمولاً براى نظام ادارى اهدافى به قرار زير ذكر مىشود:
١. برپايى و تشكيل سازمان ونظام و استقرار مناسبات و ايجاد تشكيلات در جهت اهداف خاص.
٢. حفظ مناسبات معقول و موزون در سازمان.