فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٨٩ - حكميت راه حل قضائى است يا سياسى؟
٢. اختلافات سياسى كه از تعارض منافع و مصالح دو كشور ناشى مىگردد. معمولاً كليه اختلافاتى را كه راه حل حقوقى نداشته باشد سياسى مىنامند و اختلافات سياسى عمده از طريق مذاكره و ديپلماسى، پايمردى يا مساعى جميله (وساطت دوستانه)، ميانجيگرى، تحقيق و بازجويى، سازش و آشتى و مداخله سازمانهاى بينالمللى (شوراى امنيت) حل فصل مىگردد.
حكميت در نظام حقوقى اسلام
حكميت به عنوان يك قاعده حقوقى در نظام حقوقى اسلام جايگاه خاص و كاربرد بسيار دارد و از آن به عنوان يك راه حل قضائى براى گشودن بنبستهاى حقوقى و رفع موانع ريشهاى و بالاخره حل و فصل اختلافات در زمينه حقوق خانواده و منازعات سياسى در جامعه و اختلافات بينالمللى استفاده مىشود.
حكميت يك قاعده حقوقى تأسيسى در شريعت اسلام نيست. زيرا اين قاعده از نخستين روزهاى زندگى اجتماعى بشر به صورت قاعده عرفى در يونان و روم باستان و جاهليت قبل از اسلام وجود داشته است و قبايل و ملتها در حل اختلافاتشان از اين شيوه بهره مىگرفتهاند. نمونههايى از حكميت در حدود سال ٣ [١] ٠٠ (ق. م) نقل شده است١
مفهوم ساده حكميت عبارتست از توافق دو يا چند طرف در حال اختلاف بر واگذار نمودن مسأله مورد اختلاف به مقامى ديگر تا در آن باره رأى صادر نمايد.
در اصطلاح فقهى به واقعه حقوقى كه در آن دو طرف متخاصم، تصميمگيرى درباره مسأله مورد اختلاف خود را به رأى شخص ثالث واگذار مىكنند تحاكم يا حكميت گفته مىشود و به تعبير ديگر حكميت فصل خصومت و فيصله منازعه به وسيله ارجاع به شخص ثالث است.
حكميت راه حل قضائى است يا سياسى؟
برخى از نويسندگان حكميت را نوعى راه حل سياسى تلقى نموده و ماهيت آن را بيشتر داراى جنبه آشتى و سازش دانستهاند به اين معنى كه با حكميت سعى مىشده است
[١] . رك: مجيد خدورى، جنگ و صلح در اسلام، ص ٣٤٨.