فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧١١ - موضوع و تعريف قاعده
مسلمان گردد، نامشروع و منهى عنه مىباشد. زيرا معنى اختصاص سرافرازى و عزت و عظمت به خدا، نفى آن بر كافران و اثبات آن بر مسلمين است: (وَ لِلّ [١] ٦ [٤] ٨;هِ اَلْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لٰكِنَّ اَلْمُنٰافِقِينَ لاٰ يَعْلَمُونَ)١.
بنابراين اسلام هيچ گونه حكمى كه مستلزم ولايت و استيلاى كفار بر مسلمين باشد تشريح ننموده و چنين حكمى از اسلام نخواهد بود.
[٣] . (لاٰ يَتَّخِذِ اَلْمُؤْمِنُونَ اَلْكٰافِرِينَ أَوْلِيٰاءَ مِنْ دُونِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ الله فِي شَيْءٍ إِلاّٰ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقٰاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ الله نَفْسَهُ وَ إِلَى الله اَلْمَصِيرُ) [٢] .
گرچه اين آيه صراحت آيات قبل را ندارد ولى به طور عموم سلطه و استيلاى كافران را جز در موارد تقيه نفى مىكند و هر نوع عمل و رابطهاى كه منشأ چنين سلطه و استيلايى گردد محكوم مىشمارد.
مفاد اين آيه و آيات مشابه آن كه در زمينه نفى ولايت كفار و نهى از تفويض اختيارات به كفار و پشتيبان گرفتن و وابسته شدن به آنان، در موارد متعدد در قرآن آمده، همان قاعده نفى سلطه كافران از مؤمنان مىباشد.
٤. (وَ لاٰ تَرْكَنُوا إِلَى اَلَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ اَلنّٰارُ وَ مٰا لَكُمْ مِنْ دُونِ الله مِنْ أَوْلِيٰاءَ ثُمَّ لاٰ تُنْصَرُونَ)٣.
ركن به معنى اساس در آيه، كنايه از قدرت است. اعتماد نمودن و پايه و پشتيبان گرفتن و منشأ قدرت قرار دادن كفار، نامشروع و جرم بزرگى است كه عامل آن به آتش كيفر مىشود٤.
بنابراين معنى، مفاد آيه چنين مىشود: (هر حكمى كه موجب گردد مسلمانان بجاى ايستادن روى پاى خود بر قدرت كفار تكيه كنند و يا متلازم با ركون به ظالمان باشد از اسلام نبوده و اثر حقوقى بر آن مترتب نخواهد بود).
علامه طباطبايى (قدس سره) در تفسير آيه مىنويسد:
«ركون به ظالمان، نوعى اعتماد به آنان است كه از روى ميل نسبت به آنان نشأت گرفته باشد اين تمايل ممكن است در مورد عقايد دينى آنان صدق كند مانند: آنكه
[١] . منافقون، آيه ٨.
[٢] . آل عمران، آيه ٢٨.
[٣] . هود، آيه ١١٣.
[٤] . در تفسير على بن ابراهيم قمى و مجمع البيان، ركون به معنى شامل قبول دوستى و نصيحت و اطاعت تفسير شده است و برخى از مفسرين نيز ركون را به معنى هر گونه تمايل ذكر كردهاند.